شرح
اطلاق آيه ، چنين است : « احلّ اللّه كلّ بيع » و به اصطلاح ، اطلاق مذكور ، شمولى مىباشد و از نظر شمول جميع افراد ، فرقى با عام ، ندارد .
ب : گاهى هم مقدّمات حكمت جارى مىشود ولى نتيجهاش بدليّت است نه شمول ، يعنى : مكلّف ، هريك از مصاديق آن را اتيان نمايد ، كفايت مىكند .
مثال : مولائى گفته است : « اعتق رقبة » و دليلى بر تقييد نداريم در اين صورت ، آن دليل ، داراى اطلاق بدلى هست و معنايش اين است كه فرقى در عتق رقبهء كافره و مؤمنه نيست و لزومى ندارد كه تمام افراد رقبه ، آزاد شوند بلكه عتق يك فرد ، كفايت مىكند بنابراين : اطلاق احلّ اللّه ، شمولى و اطلاق اعتق رقبة ، بدلى هست .
اكنون كه معناى دو نوع اطلاق ، همراه با مثال واضح شد به بيان وجه اوّل شيخ اعظم مىپردازيم : اگر مولا بگويد « اكرم زيدا » و قيدى براى آن ذكر نكند در اين صورت آيا هيئت اكرم ، اطلاق دارد يا اينكه اطلاق در ناحيهء مادّه هست به عبارت ديگر ، دو اطلاق فرض مىكنيم :
الف : يك اطلاق ، مربوط به هيئت هست يعنى : وجوب اكرام ، قيدى ندارد .
ب : اطلاق ديگر ، مربوط به مادّه هست يعنى : نفس اكرام - واجب - قيدى ندارد .
سؤال : آيا آن دو اطلاق ، هر دو شمولى هستند يا هر دو بدلى و يا اينكه يكى از آنها شمولى و ديگرى بدلى هست ؟
جواب : بنا بر آنچه كه در تقريرات شيخ اعظم آمده ، اطلاق موجود در جانب هيئت « شمولى » هست يعنى وجوب اكرام زيد در هر زمان ، مكان و هر خصوصيّتى ثابت است - خواه مجىء زيد ، تحقّق پيدا كند يا محقّق نشود - و جانشين آن اطلاق ، كلمهء « كل » هست و مىتوان گفت « وجوب الاكرام ثابت فى كلّ حال . »
در جانب مادّه هم اطلاقى تحقّق دارد لكن آن اطلاق ، بدلى هست نه شمولى يعنى :