شرح
حج ، فعليّت داشته باشد امّا اگر حج ، نسبت به زمان ، مانند نماز نسبت به زوال شمس باشد - نماز ، قبل از زوال شمس وجوب ندارد - هيچيك از مقدّمات آن ، معقول نيست وجوب داشته باشد . پس بايد ذى المقدّمه و حج در صورت استطاعت ، وجوب فعلى داشته باشد تا تهيّهء مقدّماتش وجوب غيرى پيدا كند گرچه زمان تحقّق آن واجب در آينده و ماه ذىحجّه باشد ، خواه وجوب ذى المقدّمه از طريق واجب معلّق صاحب فصول باشد يا واجب مشروط شيخ اعظم باشد يا از باب واجب مشروط به شرط متأخّرى كه ما بيان كرديم .
مثال دوّم : فردى كه در شب ماه رمضان ، جنب شده بايد قبل از طلوع فجر ، غسل جنابت كند .
سؤال : درحالىكه طلوع فجر نشده و هنوز صوم ، وجوب ندارد چگونه مىگوئيد غسل مذكور ، وجوب مقدّمى و غيرى دارد به عبارت ديگر : چگونه مقدّمه ، قبل از ذى المقدّمه وجوب پيدا كرده ؟
جواب : چارهاى نيست و بايد ذى المقدّمه ، قبل از تحقّق طلوع فجر ، واجب باشد خواه از طريق معلّق صاحب فصول - كه زمان ، قيد براى واجب و صوم باشد نه اينكه ارتباط به وجوب داشته باشد - يا از طريق واجب مشروط شيخ اعظم يا به طريق واجب مشروطى كه ما بيان كرديم كه : وجوب صوم در اوّل شب هم ثابت است لكن شرط وجوب ، طلوع فجر است - منتها به نحو شرط متأخّر .
نتيجه : يكى از شرائط وجوب مقدّمهء وجوديّه ، اين است كه بايد ذى المقدّمه ، داراى وجوب فعلى باشد و چنانچه ذى المقدّمه ، اتّصاف به وجوب فعلى پيدا نكرده باشد ، امكان ندارد مقدّمه ، متّصف به وجوب غيرى شود به نحوى كه بيان كرديم .
مناسب است مقدارى هم به توضيح عبارت مصنّف بپردازيم كه :
قوله : انّ المناط فى فعليّة وجوب المقدّمة الوجوديّة . . . هى فعلية وجوبها ذيها و لو كان امرا استقباليّا كالصّوم فى الغد و المناسك فى الموسم كان وجوبه « مشروطا » الف به شرط