شرح
مقدّمات وجوديّه ، داراى وجوب فعلى غيرى مىشود كه اينك به بيان آن مىپردازيم :
1 - بايد ذى المقدّمه ، داراى وجوب فعلى باشد ، چنانچه ذى المقدّمه ، اتّصاف به وجوب فعلى پيدا نكرده باشد ، امكان ندارد مقدّمه ، متصف به وجوب غيرى شود زيرا وجوب مقدّمه ، اثر وجوب ذى المقدّمه و ترشّحى از آن وجوب است .
مثال : معقول نيست كه وجوب نماز ظهر ، بعد از زوال ، فعليّت پيدا كند امّا فرضا طهارت در ساعت يازده صبح ، وجوب غيرى داشته باشد پس در هر موردى كه وجوب مقدّمه ، فعليّت دارد بايد در همان ظرف و در همان حال ، ذى المقدّمه هم وجوب فعلى داشته باشد .
سؤال : فعليّت وجوب ذى المقدّمه از چه طريقى ثابت مىشود ؟
جواب : تاكنون تقريبا چهار راه براى آن ذكر شده :
الف : ممكن است ذى المقدّمه ، واجب « مطلق منجّز » باشد كه در نتيجه ، وجوبش فعلى هست .
ب : امكان دارد ذى المقدّمه ، واجب « معلّقى » باشد كه صاحب فصول تصوير كردند كه داراى وجوب فعلى هست .
ج : ممكن است ذى المقدّمه ، واجب « مشروط » شيخ اعظم باشد كه رجوع به واجب مطلق مىكند و طبق آن مبنا ذى المقدّمه وجوب فعلى دارد .
د : امكان دارد ذى المقدّمه ، واجب مشروطى باشد كه مراد و مورد تفسير مشهور است منتها به اين كيفيّت : آن شرطى كه در آينده ، تحقّق پيدا مىكند به نحو شرط متأخّر ، اخذ شده و معناى شرط متأخّر ، اين است كه شرط در آينده و استقبال ، تحقّق پيدا مىكند لكن مشروطش وجوب فعلى دارد .
مثال اوّل : قبلا چنين مثالى بيان كرديم : حج درعينحال كه مقيّد به زمان خاصّى هست و با اينكه بايد در ماه ذىحجّه ، تحقّق پيدا كند امّا اگر كسى مستطيع شد بايد بعد از استطاعت ، مقدّماتش را فراهم كند ، لزوم تحصيل مقدّمات در صورتى است كه وجوب