تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
شرح
بده ، معنايش اين است كه : از او احترام و پذيرائى كن امّا در همين مورد ، ممكن است زيد ، چنين تعبير كند : شما قاعدتا به احترام آن دوست ، يك ضيافت ، ترتيب مىدهيد ، مفهوم اين‌گونه ، تعابير ، اين است كه : زيد و متكلّم اصلا راضى نيست و نمىخواهد صفحهء واقع را از آن مهمانى خالى ببيند ، يعنى آن ضيافت ، خيلى مهم و لازم است و بايد در خارج ، محقّق شود . بنابراين با مثال مذكور ، واضح شد كه : جملهء« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *، مكلّف را به اقامهء نماز ، تحريك مىكند و تحريك و بعث آن‌هم على القاعده هست زيرا با صيغهء افعل صورت گرفته امّا اگر مولا فرمود « يتوضّأ » ، « يغتسل » يا « يعيد الصّلاة » معنايش اين است كه آن عمل در ظرف خودش حتما تحقّق پيدا خواهد كرد و گوينده و آمر آن ، كأنّ راضى نمىشود كه صفحهء واقع را از آن عمل ، خالى ببيند پس جمل خبريه ، علاوه برآن كه دلالت بر وجوب مىكند ، بعث و تحريك آن‌ها هم قوىتر و آكد از صيغهء افعل و هيئت امر مىباشد . نتيجه : جمل خبريّه‌اى كه در طلب ، استعمال مىشوند در معنا و موضوع له خود استعمال شده - نه در غير موضوع له - امّا داعى از آن‌ها بعث و تحريك مكلّف است ، نه اعلام و رفع جهل از مخاطب . بديهى است كه ما در هيئت افعل - و صيغ تمنّى ، ترجّى و استفهام - هم همين مطلب را گفتيم كه : صيغهء امر در تمامى موارد در ايقاع طلب و طلب انشائى استعمال مىشود امّا دواعى آن ، مختلف است ، گاهى داعى ، بعث و تحريك واقعى مكلّف است و گاهى داعى ، تعجيز مخاطب است و . . . « 1 »
هامش
( 1 ) - براى توضيح بيشتر در اين زمينه به : « الفصل الثانى فيما يتعلق بصيغة الامر و فيه مباحث » رجوع نمائيد .