شرح
اوقات به جاى اينكه هيئت افعل را استعمال كنند ، فعل مضارع به كار بردهاند ، مثلا سائلى از امام عليه السّلام سؤال مىكند كه من نمازم را با فلان كيفيّت خواندم ، آيا نماز من صحيح است يا نه ؟ امام عليه السّلام در جواب به جاى هيئت افعل و صيغهء امر ، فعل مضارع ، استعمال نموده و فرمودهاند : « تعيد صلاتك » - نمازت را اعاده مىكنى - و يا در ساير موارد ، گاهى فرمودهاند : « يغتسل » ، « يتوضّأ » و « يحجّ » .
سؤال : آيا جمل خبريهاى كه در طلب استعمال شدهاند ، « ظهور » در وجوب دارند يا نه ؟
جواب : در مسئله ، دو وجه بلكه دو قول مطرح است :
الف : جمل و صيغ مذكور ، دلالت بر وجوب نمىكنند و معناى « يغتسل » وجوب غسل نيست زيرا :
« يغتسل » - و امثال آن - داراى يك معناى حقيقى هست - اخبار به ثبوت نسبت و حكايت از وقوع نسبت - و آن عبارت از اخبار به غسل كردن است . واضح است كه امام عليه السّلام در اينگونه موارد در صدد اخبار به غسل كردن نمىباشند « 1 » ، پس حمل بر معناى حقيقى ، تعذّر دارد ، لذا معناى حقيقى مراد نيست .
امّا معناى مجازى « يغتسل » اين است كه : « غسل » ، داراى محبوبيّت هست . ولى آيا مطلوبيّت آن به نحو وجوب است يا به نحو استحباب ؟ براى ما مشخّص نيست كه كداميك از آن دو معناى مجازى اراده شده - و صرف اينكه « وجوب » طلبش مؤكّد است ، مجازيّت اقوا براى ما درست نمىكند - لذا چون معناى مجازى ، متعدّد است و قرينهاى هم بر تعيين يكى از معانى مجازى بر ديگرى نداريم و ترجيحى هم مطرح نيست ، مىگوئيم جملهء خبريّه « يغتسل » دلالت بر مطلوبيّت غسل دارد و هيچگونه دلالتى بر
هامش
( 1 ) - امّا وقتى شما مىگوئيد « يجيء زيد من السفر » در صدد اخبار از آمدن زيد مىباشيد به خلاف محل بحث كه چنين نيست .