تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
شرح
وجوب ندارد . ب : مصنّف رحمه اللّه فرموده‌اند : ظاهر ، اين است كه جمل خبريّه مذكور ، ظهور در وجوب دارند و دلالتشان بر وجوب از دلالت هيئت افعل بر وجوب بالاتر و مؤكّدتر است . سؤال : آيا جمل خبريّه و هيئت فعل مضارع براى انشاء طلب ، وضع شده ؟ جواب : خير ، هيئت فعل مضارع ، وضع شده كه شما اخبار نمائيد كه فلان نسبت در زمان حال يا آينده ، تحقّق پيدا مىكند ، معناى جملهء « يضرب زيد » اين است كه شما اخبار مىكنيد كه نسبت بين زيد و ضرب در زمان حال يا آينده ، محقّق خواهد شد و مصنّف هم اين مطلب را قبول دارند و كسى انكار ننموده و اينكه فرموده‌اند جمل خبريّه ظهور در وجوب دارند ، خيال نشود كه منظور ، اين است كه مثلا معناى « يغتسل » ، « اغتسل » مىباشد و جمله خبريّه‌اى كه در طلب استعمال شده در غير معناى موضوع له استعمال گشته بلكه جمل مذكور و امثال آن در معنا و موضوع له خودشان استعمال شده لكن دواعى ، مختلف است . مثلا گاهى مخاطب شما مطلبى را نمىداند ، شما به او اعلام و اخبار نموده ، مىگوئيد « يجيء زيد من السّفر » و گاهى هم انسان ، فعل مضارع را استعمال مىكند امّا داعى از آن بعث و تحريك است و مىخواهد مكلّف را نسبت به غسل كردن ، برانگيزد ، لذا مىگويد : « يغتسل » ، « يعيد الصّلاة » يا « يتوضّأ » . سؤال : چرا گاهى در مقام طلب ، جمل خبريّه را استعمال مىكنند ؟ جواب : زيرا جمل خبريّه براى بعث و تحريك ، قوىتر و آكد از صيغهء افعل هستند در هيئت امر ، كأنّ نحوه‌اى تقاضا و تمنّا هست ، به خلاف جمل مذكور ، مثلا معناى « يغتسل و يتوضّأ » ، كه در مقام طلب استعمال مىشود ، اين است كه : من اصلا قلبم راضى نمىشود كه صفحهء واقع را خالى از آن‌ها ببينم و بايد جامهء عمل برآن افعال پوشاند . مثال عرفى : زيد و عمرو ، داراى يك دوست مشتركى هستند كه فرضا براى زيارت به قم آمده ، زيد با صيغهء افعل ، به عمرو مىگويد به احترام آن دوست ، ضيافتى ترتيب