شرح
بيان ذلك : در مورد مجاز مشهور ، دو نظر هست . بعضى معتقدند كه : با تحقّق مجاز مشهور ، انسان ، مردّد و متوقّف مىشود و نمىتواند لفظ را بر معناى حقيقى ، حمل كند و همچنين نمىتواند آن را بر معناى مجازى ، حمل نمايد ولى بعضى معتقدند كه : اصلا معناى مجازى بر معناى حقيقى ، ترجيح دارد و بايد لفظ را بر معناى مجازى ، حمل نمود .
مصنّف رحمه اللّه فرمودهاند : خصوصيّت مجاز مشهور ، اين است كه كثرت استعمال در معناى مجازى ، بايد با قرينهء منفصله باشد امّا اگر تمام استعمالات يا اكثر آنها با قرينهء متّصله - قرينهء مصحوبه - همراه باشد ، سبب ايجاد و تحقّق مجاز مشهور نمىگردد مثلا اگر هزار مرتبه ، كلمهء اسد را در معناى مجازى - رجل شجاع - با قرينه متّصله - يرمى - استعمال كنيم ، باعث تحقّق مجاز مشهور نمىشود بلكه اگر الآن بگوئيم « رأيت اسدا » و هيچگونه قرينهء متّصله ، همراه آن نياوريم امّا با قرينه منفصله ، متوجّه شويم كه مقصود از « اسد » ، رجل شجاع است - و آن استعمال تكرّر و تكثّر داشته باشد - موجب پيدايش مجاز مشهور مىگردد و معناى مجازى بر حقيقى ، رجحان پيدا مىكند و يا لااقل معناى حقيقى در عرض معناى مجازى قرار مىگيرد و بايد توقّف نمود - طبق همان اختلافى كه بيان كرديم - در محلّ بحث ما چون قرينهء متّصله ، مطرح است اصلا مجاز مشهورى ، تحقّق ندارد تا بگوئيم ترجيح بر حقيقت دارد يا بايد توقّف نمود .
نتيجه : اگر تمام استعمالات مجازى ، همراه با قرينه متّصله باشد در اين صورت نه تنها صدى هشتاد ، حتى اگر صددرصد استعمالات هم مجازى باشد ، باعث تحقّق مجاز مشهور نمىشود كه معناى مجازى بر معناى حقيقى ، رجحان پيدا كند و يا اينكه هر دو معنا در عرض هم باشند و باعث توقف گردد .
مرحوم مصنّف ، شاهدى هم بر مدّعاى خود اقامه نمودهاند كه : شما شنيدهايد مىگويند اكثر عمومات ، تخصيص خوردهاند - ما من عامّ الا و قد خصّ - و معناى حقيقى اوّلى خود را از دست دادهاند ، حال اگر عامّى وارد شود و قرينهاى هم بر تخصيص وجود نداشته باشد ، وظيفه چيست ؟