شرح
بين آن دو واجب هست ؟
وقتى به كلام ايشان مراجعه كنيم ، مىبينيم ايشان اثرى برآن مترتّب كرده كه : در عين حال كه « حج » توقف بر زمان خاص دارد ، قبل از فرارسيدن آن موسم خاص ، تحصيل مقدّماتش لازم است « 1 » و بايد وسائل رفتن به حج را فراهم نمود .
سؤال : علّت وجوب تهيّهء مقدّمات چيست ؟
آيا علّتش اين است كه حج در آينده و در موسم خاص واقع مىشود يا علّت وجوبش اين است كه وجوب حج « فعليت » دارد به عبارت ديگر : آيا اين اثر وجوب مقدّمات وجوديّه ، مربوط به استقبالى بودن حج است يا مربوط به فعليّت وجوب حج مىباشد ؟
چون مكلّف ، مستطيع شده و وجوب فعلى تحقّق پيدا كرده ، فعليّت وجوب حج ، گريبانگير مكلّف مىشود و مىگويد بايد مقدّمات آن را فراهم كنى امّا توقف داشتن حج بر زمان خاصّى ، مدخليّتى در وجوب مقدّمه ندارد .
به عبارت واضحتر : كسانى كه قائل به وجوب مقدّمه هستند ، معتقدند : وجوب مقدّمه از وجوب ذى المقدّمه ترشّح مىشود نه از اينكه ذى المقدّمه ، يك امر استقبالى هست ، استقبالى بودن ذى المقدّمه ، دخالتى در وجوب مقدّمه ندارد لذا مىگوئيم ثمرهاى كه صاحب فصول بر تقسيم ابتكارى خود مترتّب كرده و خواسته در واجبات معلّق براى مقدّمات وجوديّه ، اثبات وجوب كند ، آن تقسيم بىمورد است . البتّه بديهى است كه ما هم قبول داريم كه بعد از تحقّق استطاعت ، تهيّهء مقدّمات حج ، واجب است لكن منشأ وجوب ، « فعليّت » وجوب حج است نه استقبالى بودن نفس ذى المقدّمه .
خلاصه : مصنّف رحمه اللّه تاكنون دو اشكال بر تقسيم صاحب فصول ، وارد نمودهاند :
1 - تقسيم بايد استقلالى باشد ولى تقسيم شما يك تقسيم مستقلى نيست .
2 - اثرى بر تقسيم شما مترتّب نيست .
هامش
( 1 ) - البته در صورت حصول استطاعت .