شرح
واجب مشروطى را كه مرحوم شيخ تفسير و معنا كرده ، نزديك و قريب به آن واجب معلّقى است كه صاحب فصول رحمه اللّه بيان كردهاند و به تعبير مصنّف رحمه اللّه واجب معلّق صاحب فصول ، قسمى از واجب مشروط شيخ اعظم است زيرا « وجوب و تكليف » در واجب مشروط ، به نظر شيخ اعظم هم فعليّت دارد يعنى وجوب حج ، قبل از استطاعت ، ثابت و محقّق است .
تنها فرقى كه بين واجب مشروط - طبق تفسير مرحوم شيخ - و واجب معلّق صاحب فصول رحمه اللّه وجود دارد اين است كه : معلّق عليه در واجب معلّق ، يك امر غير مقدور هست مانند زمان ، نسبت به حج امّا در واجب مشروط شيخ اعظم ، معلّق عليه ، ممكن است براى مكلّف ، مقدور باشد مانند استطاعت ، نسبت به حج و امكان دارد غير مقدور باشد مانند زمان ، نسبت به حج .
به عبارت ديگر : به نظر شيخ اعظم ، هنگامى كه نه استطاعت ، تحقّق دارد و نه موسم حج فرارسيده ، حج داراى وجوب فعلى است . « الحج واجب » ، منتها در حج ، دو خصوصيّت ، مطرح است كه تا آن دو ويژگى حاصل نشود شما نمىتوانيد واجب را اتيان كنيد : 1 - استطاعت 2 - زمان خاص مناسك حج .
پس از نظر مرحوم شيخ ، مدخليّت استطاعت با مدخليّت زمان ، مساوى هست درحالىكه استطاعت ، يك امر مقدورى هست ، به خلاف زمان كه مقدور مكلّف نيست و او نمىتواند خلق زمان نمايد لذا مىگوئيم به نظر ايشان فعلا حج واجب است ، اما كدام حج ؟
« الحجّ عن استطاعة فى زمان خاص » ، امّا صاحب فصول ، بين آن دو مسئله ، فرق ، قائل شدند به لحاظ اينكه استطاعت ، امر مقدور و زمان ، يك امر غير مقدور است و ايشان واجب معلّق را چنين تعريف كردهاند : « ما يتعلّق وجوبه به - اى بالمكلّف - و يتوقّف حصوله على امر غير مقدور له . . . كالحج . » پس به نظر ايشان ، معلّق عليه ، يك امر غير مقدور است و الا اگر صاحب فصول ، مبناى شيخ اعظم را هم بپذيرند ، حج را نسبت به