شرح
يك اعتبار ، واجب به معلّق و منجّز تقسيم مىشود .
1 - واجب منجّز : آن است كه تكليف ، اكنون به مكلّف ، توجّه پيدا كرده و فعليّت دارد ، واجب - مأمور به - هم الآن براى مكلّف ، مقدور است و او مىتواند آن را اتيان كند زيرا مأمور به متوقف بر چيزى نيست كه براى مكلّف ، مقدور نباشد مانند « معرفت » - خواه در مسائل اعتقادى باشد خواه در مسائل عملى و فرعى - كه وجوبش به نحو فعلى و منجّز است ، يعنى اكنون تحقق دارد و معرفت ، متوقّف بر امر غير مقدور نيست .
2 - واجب معلّق : آن است كه وجوبش فعليّت دارد ، فرضا الآن وجوب ، تحقّق دارد امّا واجب - مكلّف به - متوقّف بر امرى است كه آن امر فعلا براى مكلّف ، مقدور نيست .
مثلا توقّف بر گذشت زمان دارد ، مانند حج كه از هنگام استطاعت « 1 » ، وجوب ، متوجّه مكلّف هست امّا او واجب را نمىتواند اتيان كند زيرا مناسك حج بايد در موسم خاصّى ، انجام شود و مكلف هم كه نمىتواند ، خلق زمان نمايد .
سؤال : چه تفاوتى بين واجب مشروط و معلّق هست ؟
جواب : در واجب مشروط ، نفس « وجوب » توقّف بر شرط دارد امّا در واجب معلّق ، « فعل » توقّف بر شرط دارد ، آنجا « وجوب » مشروط است ولى در واجب معلّق مأمور به مشروط است به عبارت صريحتر : در واجب مشروط ، اصل تكليف ، مشروط است ولى در واجب معلّق ، مكلّف به ، مشروط است بنابراين در واجب معلّق : « الوجوب فعلى و الواجب استقبالى . »
هامش
( 1 ) - بنا بر اينكه از زمان استطاعت ، وجوب ، متوجّه مكلف شود ، البتّه بعضى هم معتقدند كه هنگامى كه وسائل ، فراهم شد و كاروان حج ، حركت كرد ، حج « وجوب » دارد .