تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
شرح
اگر اطلاق عنوان واجب بر واجب مشروط به لحاظ حال بعد از حصول شرط و بعد از حصول استطاعت باشد ، هم طبق مبناى ما و هم طبق عقيدهء مرحوم شيخ « 1 » - نسبت به واجب مشروط - آن اطلاق ، حقيقى است نه مجازى . به عبارت ديگر : وقتى مىگوئيم « الحجّ واجب » ، يعنى : بعد از حصول استطاعت ، حج واجب است ، حال نسبت و حال تطبيق عنوان مذكور بر واجب مشروط به لحاظ همان حال بعد از حصول شرط و استطاعت است لذا اطلاق هم ، حقيقى « 2 » است زيرا در بحث مشتق هم گفتيم كه مقصود از كلمهء « حال » در نزاع مشتق ، حال نطق و تكلّم نيست بلكه منظور ، حال نسبت و حال « جرى » مىباشد . امّا چنانچه اطلاق عنوان اشتقاقى « واجب » بر واجب مشروط به لحاظ قبل از حصول شرط - مانند استطاعت ، نسبت به حج - باشد ، يعنى : فرضا هنوز استطاعت ، حاصل نشده ، امّا بگوئيم « الحجّ واجب » در اين صورت ، ثمره‌اى بين كلام شيخ و مصنّف رحمه اللّه ظاهر مىشود كه : طبق مبناى شيخ اعظم ، آن اطلاق ، حقيقى است زيرا استطاعت ، قيد واجب و مأمور به هست - نه قيد وجوب - و قبل از استطاعت هم « وجوب » ، ثابت هست لذا اطلاق كلمهء واجب بر واجب مشروط به نحو حقيقت است نه مجاز . امّا طبق نظر مشهور كه مختار ما هم هست آن اطلاق ، مجازى مىباشد زيرا : استطاعت در « وجوب » حج مدخليّت دارد لذا اگر قبل از تحقّق استطاعت گفته شود : « الحجّ واجب » از مواردى بشمار مىرود كه مشتق ، استعمال شده « فيما يتلبّس بالمبدا فى الاستقبال » و استعمال مشتق « فيما يتلبّس بالمبدا فى الاستقبال » مجازى است نه حقيقى .
هامش
( 1 ) - وجه آن ، بنا بر نظر شيخ رحمه اللّه بسيار واضح است . ( 2 ) - اگر زيد ، فردا اتصاف به ضرب پيدا مىكند لكن شما اكنون عنوان ضارب را به لحاظ ضرب فردا بر او تطبيق كنيد آن اطلاق ، حقيقى است نه مجازى .