شرح
جواب : معرفت احكام الهى چه در واجبات مطلق و چه در واجبات مشروط « 1 » ، واجب است امّا بايد متذكّر شد كه :
علم به « حكم » و وجوب « معرفت » از نزاع در باب مقدّمهء واجب ، خارج است زيرا تعلّم و معرفت به خاطر « ملازمه » ، وجوب غيرى و شرعى پيدا نمىكند بلكه : عقل مستقلا حكم به لزوم معرفت نموده ، و من و شما را موظّف كرده كه به دنبال فحص و تتّبع ، نسبت به احكام الهى برويم تا اينكه احكام الهى را تعلّم و عمل نمائيم و چنانچه بررسى نموديم و مطلبى و حكمى براى ما مشخّص نشد آنوقت مىتوانيم برائت عقلى و قبح عقاب بلابيان را جارى نمائيم و نبايد توهّم شود كه به مجردى كه شك و ترديد پيدا كرديم كه آيا شارع مقدّس در فلان زمينه ، حكمى دارد يا نه مىتوان برائت عقلى جارى نمود .
خلاصه : وجوب تعلّم و معرفت احكام از باب مقدّمه ، واجب نيست بلكه عقل ، مستقلا حكم به لزوم تعلّم احكام مىنمايد و مكرّرا گفتهايم كه : وجوب مقدّمه « 2 » ، يك وجوب عقلى نيست بلكه شرعى « 3 » و حاكم به ملازمه ، عقل هست ولى طرفين ملازمه ، شرعى است مثلا وجوب صلات و طهارت ، هر دو شرعى هست امّا طريق و راه استفادهء وجوب طهارت ، همان ملازمهء عقليّه است كه بحث كردهايم .
قوله : « فافهم . »
اشاره به همان نكتهاى است كه بيان كرديم : كسى به ما اشكال نكند كه در باب مقدّمهء واجب ، نزاع در حكم عقل است و شما هم كه در مسألهء معرفت و تعلّم احكام مىگوئيد عقل ، حكم به لزوم تحصيل معرفت مىكند .
بين آن دو مسئله ، تفاوتى هست كه : مقدّمهء واجب ، وجوب شرعى دارد نه عقلى امّا
هامش
( 1 ) - حتّى طبق تفسير ما از واجب مشروط كه گفتيم قبل از شرط ، وجوبى تحقّق ندارد .
( 2 ) - در بحث مقدّمهء واجب .
( 3 ) - امّا وجوب معرفت و تعلّم احكام يك وجوب عقلى هست .