تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
شرح
از مجىء ، واجب نمايد ، چه مانعى دارد كه صبر كند ، اگر مجىء زيد ، محقّق شد ، همان موقع ، اكرام زيد را به‌صورت واجب مطلق ، بيان كند و اگر شرطش حاصل نشد كه حكمى مطرح نيست پس چرا او به‌صورت معلّق و مشروط ، حكمى را بيان مىكند ؟ جواب : الف : ممكن است براى مولا در آن هنگام ، شرائط انشاى حكم ، موجود نباشد و دسترسى به عبد خود نداشته باشد ، فرضا اكنون در آستانهء مسافرت مىباشد امّا بنا هست فردا مهمان‌هايى به منزل او بيايند ، در اين صورت به عبد خود ، دستور مىدهد اگر فردا دوستان من آمدند از آن‌ها پذيرائى كن . آيا باز هم مىگوئيد او صبر كند و دستور خود را به‌صورت واجب مطلق ، بيان كند ؟ او هنگام ورود مهمان‌ها دسترسى به عبد ندارد تا دستورى صادر كند بلكه چاره‌اى ندارد جز اينكه امروز به‌صورت مشروط بگويد : اگر فردا مهمان‌ها آمدند تو از آن‌ها پذيرائى كن . ب : در مواردى كه مخاطب مولا ، افراد متعدّدى مىباشد ، ممكن است شرط ، نسبت به بعضى از آن‌ها محقّق باشد و نسبت به بعضى از آن‌ها تحقّق پيدا نكرده باشد ، مثلا بعضى از آن‌ها اكنون مستطيع هستند و تعدادى از آن‌ها بعدا مستطيع مىشوند در اين صورت آيا راهى بهتر از اين ، وجود دارد كه مولا يك حكم ، جعل نمايد و به نحو واجب مشروط بگويد : « اذا كنتم مستطيعين يجب عليكم الحج » در اين صورت ، حكم مولا دربارهء كسانى كه بالفعل مستطيع هستند ، فعليّت دارد و كسانى هم كه بعدا مستطيع مىشوند ، بعد از استطاعت ، حج بر آن‌ها واجب مىشود ، بنابراين ، نتيجهء خطاب انشائى مذكور ، اين است كه لزومى ندارد مولا دو حكم صادر كند بلكه با يك خطاب و يك قضيّه شرطيّه ، وظيفهء واجد و فاقد شرط را معيّن مىكند .