فان قلت : فما فائدة الانشاء ؟ إذا لم يكن المنشأ به طلبا فعليّا ، و بعثا حاليّا .
قلت : كفى فائدة له أنّه يصير بعثا فعليّا بعد حصول الشّرط ، بلا حاجة إلى خطاب آخر ، بحيث لولاه لما كان فعلا متمكّنا من الخطاب ، هذا مع شمول الخطاب كذلك للإيجاب فعلا بالنّسبة إلى الواجد للشّرط ، فيكون بعثا فعليّا بالإضافة إليه ، و تقديريّا بالنّسبة إلى الفاقد له ، فافهم و تأمّل جيّدا [ 1 ] .
شرح
رسيده است بنابراين ، احكامى كه در سال دهم ، فعليّت پيدا كرده ، قبل از آن ، فعليّتش برخورد به مانع نموده و همچنين آن حكمى كه در سال آخر بعثت ، فعليّت پيدا كرده قبل از آن ، فعليّتش برخورد به مانعى نموده . اگر به روايات معصومين عليهم السّلام مراجعه شود ، مشخص مىشود كه بعضى از احكام هنوز هم به مرحلهء فعليّت ، نرسيده « 1 » بلكه در زمان ظهور حضرت مهدى « ارواحنا له الفداء » فعليّت پيدا مىكند . بنابراين درعينحال كه احكام واقعى ، تابع مصالح و مفاسد در متعلقات خود هستند ولى چنين نيست كه فعليّت آنها برخورد به مانع ننموده باشد به نحوى كه بيان كرديم .
امّا در محلّ بحث ، ممكن است چنين بگوئيم : اكرام زيد ، داراى مصلحت تامّهء لازم الاستيفاء هست امّا اگر بنا باشد وجوب آن ، فعليّت پيدا كند بايد مجىء زيد محقّق شود .
نتيجه : طبق مبناى اخير ، آنچه كه تابع مصالح و مفاسد در متعلّقات مىباشد ، احكام واقعيّه هست اما فعليّت آنها شرائط و موانعى دارد ، فرضا ممكن است مجىء زيد ، يكى از شرائط فعليّت حكم به وجوب اكرام زيد باشد - در واجب مشروط - و هيچگونه تالى فاسدى برآن مترتّب نمىشود .
[ 1 ] - اشكال : مولائى كه در صدد است اكرام زيد را بهصورت واجب مشروط و بعد
هامش
( 1 ) - درعينحال كه در روايت ، چنين آمده : « حلال محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حلال الى يوم القيامة و حرامه حرام الى يوم القيامة » آن را حمل بر احكام انشائى مىنمائيم . تا اينكه با فرض عدم فعليّت به قوت خود باقى باشند - نگارنده .