كما أنّ الظّاهر أنّ وصفي الإطلاق و الاشتراط ، و صفان إضافيّان لا حقيقيّان ، و إلا لم يكد يوجد واجب مطلق ، ضرورة اشتراط وجوب كلّ واجب ببعض الأمور ، لا أقلّ من الشّرائط العامّة ، كالبلوغ و العقل . فالحريّ أن يقال : إنّ الواجب مع كل شيء يلاحظ معه ، إن كان وجوبه غير مشروط به ، فهو مطلق بالإضافة إليه ، و إلا « 1 » فمشروط كذلك ، و إن كانا بالقياس إلى شيء آخر كانا بالعكس [ 1 ] .
شرح
فرمودهاند : تعاريف اصوليين ، لفظى و عنوان شرح الاسم دارد ، مثل اينكه از ما سؤال كنند : « سعدانه » چيست ؟ در جواب بگوئيم : معناى آن جدار و ديوار نيست بلكه نوعى گياه است لذا در چنين تعاريفى نبايد دقّت و اشكال كرد كه جامع افراد و مانع اغيار نيست زيرا تعريف به « حد » و « رسم » نمىباشد تا اينكه مورد نقض و ابرام ، واقع شود « 2 » .
مصنّف رحمه اللّه فرمودهاند : « ظاهر » اين است كه بين علما ، اصطلاح جديدى براى واجب مطلق و مشروط وجود ندارد بلكه آن دو عنوان در معناى عرفى خود باقى هستند يعنى وجوب ، آزاد است ، اطلاق دارد و منوط به چيزى نيست به خلاف واجب مشروط كه وجوبش مشروط به شرطى هست .
[ 1 ] - سؤال : آيا « مطلق » و « مشروط » كه دو صفت از صفات واجب هستند ، از اوصاف حقيقيّه مىباشند يا اضافيّه ؟
جواب : آنها دو وصف اضافى هستند نه حقيقى ، اگر صفت « اطلاق » براى واجب ، يك وصف حقيقى باشد ، بايد نسبت به هر چيزى مطلق باشد و لازمهاش اين است كه
هامش
( 1 ) - اى : و ان لم يكن وجوبه غير مشروط به بان كان وجوبه مشروطا .
( 2 ) - اينكه مصنف فرمودهاند : تعاريف مذكور ، جنبهء شرح الاسم دارند ، آيا آن تعاريف را براى مجتهدين و اصوليين بيان كردهاند تا بگوئيم عنوان شرح الاسم دارند و مثلا از قبيل « سعدانة نبت » هست يا براى محصّلين و افرادى كه لازم است تعريف حقيقى را بدانند ؟ - نگارنده .