تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
شرح
معنون به‌عنوان حسن « 1 » يا متعلّق غرض « 2 » واقع شود به نحوى كه اگر صوم ، مضاف به غسل ليلى نشود و آن عنوان را پيدا نكند حسن نمىشود يا متعلّق غرض واقع نمىگردد پس آنچه كه در صحّت صوم ، معتبر است « اضافه » مأمور به - روزه - به غسل ليلى است كه بعد از آن صوم ، واقع شده . بديهى است كه اضافه و نسبت ، قائم به دو طرف - منسوب و منسوب اليه - هست در محلّ بحث هم يك طرف اضافه ، صوم است و طرف ديگرش غسل مىباشد . آيا « اضافه » مقارن با صوم است يا متأخّر از آن مىباشد ؟ « اضافه » ، مقارن با مأمور به - صوم - است ولى غسل ليلى - طرف اضافه - متأخّر است هنگامى كه مستحاضه ، شب بعد غسل كرد ، كشف مىكنيم كه آن اضافه و نسبت از ابتدا بوده ولى ما نمىدانستيم . در اين صورت ، آيا بين شرط و مشروط ، انفكاكى واقع شده و ضربه‌اى به قاعدهء عقليّه ، واقع شده ؟ خير ، زيرا شرط متقدّم و متأخّر هم مانند شرط مقارن است كه : مثلا استقبال قبله ، شرط مقارن صحّت نماز است و بايد صلات از ابتدا تا انتها ، مستقبل القبله ، اتيان شود كه در آن شرط هم مؤثّر حقيقى ، اضافهء صلات به استقبال قبله است و مثلا مىگويند نماز فلانى ، مستقبل القبله ، واقع شد و آن اضافه ، يك جهت حسنى در صلات به وجود آورده كه حسن گشته يا متعلّق غرض واقع شده و امر از ذمّه مكلّف ساقط گشته است . همان‌طور كه در شرط مقارن « اضافه و نسبت » ، دخالت در حسن دارد در شرط متأخّر و متقدّم هم ، همان « اضافه » ، موجب حسن مأمور به شده يا موجب تعلّق غرض به مأمور به شده . [
هامش
( 1 ) - بناء على التحسين و التقبيح العقليين كما هو مذهب العدليّة . ( 2 ) - بناء على مذهب الاشعرى من عدم التحسين و التقبيح العقليين فان الوفاء بالغرض منوط بتلك الاضافة المحصلة لعنوان يفى بالغرض . ] ر . ك : منتهى الدراية 2 / 146 .