شرح
راه حلّ اشكال چنين است :
قبلا به ذكر مقدّمهاى مىپردازيم : اتّصاف اشيا به حسن يا قبح ، خارج از اين سه حالت نيست كه :
الف : گاهى شىء « علّت تامّه » براى حسن يا قبح مىباشد و با عروض عناوين و حالات مختلف ، تغيير نمىكند مانند حسن عدالت و قبح ظلم . مثلا عدالت از هركسى و در هر حالى ، سر بزند حسن است خواه از كافر باشد يا مؤمن و . . . .
ب : گاهى شىء « مقتضى » براى حسن يا قبح است - مانند صدق يا كذب - و ممكن است با عروض حالات و عناوين متفاوت ، تغيير پيدا كند . مثلا اگر كذبى باعث نجات يك مؤمن از شرّ ظالمى گردد در اين صورت ، قبيح نيست و همچنين اگر كلام صدقى موجب هلاكت يا گرفتارى مؤمنى شود در اين صورت ، آن صدق ، حسنى ندارد بلكه لازم است آن مؤمن را از هلاكت ، نجات داد .
ج : ممكن است شىء نه علّت تامّه براى « حسن يا قبح » باشد و نه مقتضى آن دو ، بلكه اتّصاف آن شىء به حسن يا قبح با وجوه و اعتبارات مختلف ، تفاوت كند .
مثال : راه رفتن فى نفسه اتّصاف به حسن يا قبح ندارد امّا اگر به قصد فعل راجحى مانند قضاى حاجت يا تشييع جنازهء مؤمنى صورت گيرد ، حسن است و چنانچه به قصد فعل مرجوحى مانند قتل نفس محترم يا سرقت ، انجام شود ، قبيح است پس حسن و قبح اشيا بالوجوه و الاعتبارات است و آن وجوه ، ناشى از اضافات و نسبتها مىباشد مثلا « ضرب » بهعنوان « تعذيب » قبيح و حرام است امّا بهعنوان « تأديب » حسن است - در حدّ مجاز .