تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
شرح
و مقدّمات از امور « خارجيّه » هست يا اينكه عبارت از « لحاظ » و « تصوّر » مولا هست . به عبارت ديگر : آيا مجىء زيد - در خارج - در ايجاب اكرام ، مدخليّت دارد گرچه مولا آن را تصوّر و لحاظ نكند ؟ خير ، آنچه كه واقعا در ايجاب اكرام ، مدخليّت دارد لحاظ و تصوّر مولا نسبت به مجىء زيد هست « 1 » و الا اگر هزار مرتبه ، مجىء زيد در خارج ، محقق شود امّا مولا آن را تصوّر و لحاظ نكند ، ايجابى از ناحيهء مولا نسبت به اكرام ، تحقّق پيدا نمىكند پس : تصوّر و لحاظ مجىء زيد كه يكى از اعمال اختيارى مولا هست در ايجاب اكرام ، مدخليّت دارد . تذكّر : اينكه مىگوئيم « تصوّر » مجىء زيد در ايجاب اكرام ، مدخليّت دارد ، « تصوّر » به‌معناى تخيّل نمىباشد و مقصود ، اين نيست كه مولا مجيئى را كه واقعيت ندارد تصوّر مىكند بلكه او مجىء واقعى را تصوّر مىكند اما مجىء واقعى ، نقشى در ايجاب اكرام ندارد بلكه تصوّر مجىء واقعى در ايجاب اكرام ، مؤثّر هست . سؤال : آيا تصوّر مجىء خارجى واقعى با ايجاب اكرام فاصله‌اى دارد ؟ جواب : مجىء زيد با وجوب اكرام ، فاصله دارد ، زيد امروز مىآيد امّا وجوب اكرام ، فردا تحقّق پيدا مىكند ولى تصوّر مجىء خارجى واقعى با ايجاب اكرام ، هيچ‌گونه فاصله و انفكاكى ندارد بلكه مقارن با آن هست يعنى : آن لحظه‌اى كه مولا بر كرسى جعل ، نشسته و اكرام زيد را ايجاب مىكند ، در همان موقع ، لحاظ و تصوّر مجىء خارجى واقعى ، تحقّق دارد و انفكاك و جدائى بين آن دو نيست . خلاصهء بيان مصنّف ، راجع به شرائط مربوط به تكليف ، اين شد كه : آنچه را كه شما خيال كرديد ، بين آن و بين ذى المقدّمه ، جدائى و فاصله افتاده ، آن مجىء خارجى زيد
هامش
( 1 ) - مثال ما تا آخر بحث ، مربوط به شرط متقدّم هست اما بديهى است كه شما مىتوانيد بيان مذكور را در مورد شرط متأخّر هم جارى نمائيد .