شرح
راه حلّ اشكال ، اين است كه :
مثال : - در مورد شرط متأخّر - اگر فردا به مسافرت مىروى امروز صدقه بده « 1 » .
مثال : - در مورد شرط متقدّم - مولائى به عبدش چنين گفته : « إن جاءك زيد فى هذا اليوم يجب عليك اكرامه غدا . » اگر زيد ، امروز ، نزد تو آمد ، فردا او را اكرام كن . يعنى مجىء زيد در امروز ، شرط وجوب اكرام فردا مىباشد .
شما چگونه بين شرط و مشروط « 2 » ، تفكيك و جدائى تصوّر مىكنيد - آن اشكال را چگونه حل مىنمائيد ؟
سؤال : ايجاب اكرام ، مربوط به چه كسى هست ؟
جواب : از افعال اختيارى مولا هست ، همانطور كه من و شما داراى اعمال اختيارى هستيم ، نفس « حكم » و ايجاب هم يكى از افعال اختيارى مولا هست و تا مبادى و مقدّماتش موجود نشود ، آن عمل اختيارى تحقّق پيدا نمىكند .
در بحث اوامر ، مفصّلا بيان كرديم كه وقتى انسان ، اراده مىكند يك عمل اختيارى را انجام دهد ، اوّل ، آن را تصوّر ، سپس تصديق به فائده و ميل و رغبت به آن پيدا مىكند و عزم و جزم در او حاصل مىشود و سپس اراده - شوق مؤكّد - حاصل مىگردد و مراد را در خارج ، اتيان مىكند .
بديهى است كه ايجاب اكرام از اعمال اختيارى مولى هست و او در ايجاب اكرام مجبور نبوده ، همانطور كه ساير اعمال اختيارى ، داراى مبادى و مقدّمات هست ، نفس ايجاب هم مبادى و مقدّماتى دارد ، تا مولا اكرام زيد را تصوّر نكند و خصوصيّات آن را در نظر نگيرد ، معنا ندارد كه اكرام زيد را واجب كند . اكنون بايد بررسى كرد كه آيا آن مبادى
هامش
( 1 ) - يا مانند « ان سافرت يوم الاثنين فتصدق قبله بيوم » .
( 2 ) - بيان مصنف در مورد شرط متقدم و متأخر هست لكن ما براى سهولت امر ، تا پايان ، بحث را دربارهء شرط متقدم ادامه مىدهيم .