شرح
مىباشد ، تقسيم مذكور است كه :
گاهى از اوقات ، مقدّمه بر ذى المقدّمه تقدّم زمانى دارد فرضا مقدّمه بايد يك ساعت ، زودتر از ذى المقدّمه ، وجود پيدا كند مانند وضو و غسل « 1 » كه بر ذى المقدّمه - نماز يا طواف - تقدّم دارند .
بعضى از اوقات ، مقدّمه با ذى المقدّمه مقارنت زمانى دارد يعنى هر دو از نظر زمان با هم وجود پيدا مىكنند مانند « ستر » و « استقبال » نسبت به نماز .
گاهى از اوقات هم مقدّمه از ذى المقدّمه ، تأخّر دارد ، ابتدا ، ذى المقدّمه موجود مىشود سپس مقدّمه ، تحقّق پيدا مىكند كه مثالهائى هم در شريعت مقدّس براى آن وجود دارد .
الف : مانند اغسال ليليّهء « 2 » مستحاضه كه در صحّت صوم روز قبل ، معتبر است ، فرضا مستحاضهاى در روز شنبه ، روزه گرفت ، همانطور كه غسل شب گذشتهء او در صحّت صوم روز شنبه ، مدخليّت دارد ، غسل شب آينده در صحّت صوم گذشته ، دخيل است يعنى اگر شب يكشنبه ، وظيفهء غسلى خود را انجام ندهد ، صوم روز شنبه او صحيح نمىباشد . - البتّه بعضى از فقها چنان فتوائى دادهاند .
ب : در باب بيع فضولى ، اختلافى هست كه آيا اجازه ، كاشف است يا ناقل ، اگر كاشف باشد ، كشفش به نحو حقيقى است يا حكمى ؟
كسانى كه اجازه را كاشف و كشفش را هم حقيقى مىدانند ، چنين مىگويند :
اگر بيع فضولى يك ماه قبل ، واقع شد لكن مالك ، امروز آن را اجازه نمود ، اجازهء مذكور ، كاشف از اين است كه يك ماه قبل ، نقل و انتقال و ملكيّت ، تحقّق پيدا كرده ، در حقيقت ،
هامش
( 1 ) - بناء على كون المقدمة نفس الوضوء و الغسل لا الطهارة المسببة عنهما و الا فيخرجان عن المقدمة المتقدمة الى المقارنة . ر . ك : منتهى الدراية 2 / 130 .
( 2 ) - الغسل للعشاءين .