شرح
داراى عنوان مقدّميّت هستند امّا داخل در نزاع و بحث مقدّمهء واجب نيستند « 1 » زيرا در بحث مذكور ، قائلين به ملازمه - قائلين به وجوب مقدّمه - براى مقدّمه ، يك وجوب غيرى ثابت مىكنند و اگر بنا باشد ، « اجزا » وجوب غيرى هم داشته باشند ، لازمهاش اجتماع مثلين هست زيرا اجزا از جهت اينكه ذى المقدّمه هستند داراى وجوب نفسى مىباشند و اگر بخواهند از باب مقدّميت هم وجوب غيرى داشته باشند ، لازمهاش اين است كه « اجزا » داراى دو وجوب باشند . بهعنوان اينكه جزء ماهيّت مأمور به هستند وجوب نفسى به آنها تعلّق گرفته و بهعنوان مقدميت هم كه وجوب غيرى پيدا كردهاند درحالىكه در يك مورد ، اجتماع مثلين تحقّق پيدا نمىكند . به عبارت ديگر ، كسانى كه مقدّمه را واجب نمىدانند مشكلى از اين جهت ندارند امّا قائلين به وجوب مقدّمه ، معتقدند كه مقدّمه ، داراى وجوب غيرى هست .
حال اگر بنا باشد ركوع و سجود - اجزاى داخليّه - هم داخل بحث مقدّمهء واجب باشند ، قائلين به وجوب مقدّمه بايد بگويند ركوع و سجود ، داراى وجوب غيرى هستند و اينجا است كه ما سؤال مىكنيم :
آيا مانعى دارد كه اجزا - مانند ركوع و سجود - داراى وجوب غيرى باشند ؟
قبل از پاسخ سؤال مذكور ، سؤال ديگرى مطرح مىكنيم كه : وجوب نفسى ، مربوط به چيست ؟
همان ركوع و همان سجود ، داراى وجوب نفسى هستند و امر« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *« 2 » شامل آنها مىشود پس آنها مأمور به و داراى وجوب نفسى مىباشند . در نتيجه اگر بنا باشد ، وجوب غيرى هم داشته باشند لازمهاش اين است كه ركوع ، داراى دو وجوب ، به نام
هامش
( 1 ) - بديهى است كه اگر كسى بگويد اجزاى داخليّه ، داراى عنوان مقدميّت نيستند ، قهرا بحث از آن اجزا هم داخل در نزاع مقدمه واجب نيست .
( 2 ) - كه وجوب نفسى را براى صلات ، ثابت كرده ، شامل اجزا هم مىشود .