شرح
اشكال : در بحث قبل - اجزا يا عدم اجزا اتيان مأمور به به امر اضطرارى از اتيان مأمور به به امر واقعى اوّلى - گفتيد : مقتضاى اصل ، برائت از وجوب اعاده است « 1 » ، پس چرا در بحث فعلى فرموديد : چارهاى غير از رجوع به اصالت الاشتغال و لزوم اعاده ، نداريم ؟
جواب : در بحث قبلى شك در اصل تكليف داشتيم - شك در اينكه آيا تكليفى نسبت به صلات مع الوضوء داريم يا نه - لذا مانند سائر شبهات وجوبيّه مىتوانستيم به اصل برائت ، رجوع نمائيم « 2 » .
به عبارت ديگر : در مورد مأمور به به امر اضطرارى ، آن نمازى را كه مكلّف در حال فقدان ماء با تيمّم خوانده ، واقعا مأمور به بوده و هيچ ترديدى نيست كه تا زمانى كه واجد الماء نشده وظيفهاش همان نماز بوده بنابراين ، عملى كه در خارج واقع شده ، وظيفهء واقعى مكلّف بوده - منتها واقعى ثانوى - امّا يك ساعت به غروب مانده كه واجد الماء شده ، شك مىكند كه آيا تكليف ثانوى ، نسبت به صلات مع الوضوء دارد يا نه ، همانطور كه در سائر شبهات وجوبيّه ، اصل برائت جارى مىشود در فرض مذكور هم مكلّف ، اصل برائت جارى نموده و مىگويد تكليف واقعى ، نسبت به صلات مع الوضوء ندارم - اعاده لازم نيست .
بديهى است كه در اوامر ظاهريّه هم بنا بر اينكه حجّيّت امارات از باب سببيّت « 3 » باشد بعد از كشف خلاف ، اصالت عدم فعليّت تكليف جارى مىشود .
هامش
( 1 ) - يعنى كسى كه نمازش را با تيمّم خوانده ولى بعدا - در وقت - واجد الماء شده بود ، گفتيم لزومى ندارد كه نمازش را مع الوضوء ، اعاده كند .
( 2 ) - براى توضيح بيشتر ، رجوع كنيد به : الموضع الثانى . . . المقام الاوّل . . . « و الا فالاصل هو يقتضى البراءة من الايجاب و الاعادة . »
( 3 ) - نه طريقيّت و كاشفيّت .