و كذا لو لم يكن وافيا ، و لكن لا يمكن تداركه ، و لا يكاد يسوغ له البدار في هذه الصّورة إلا لمصلحة كانت فيه ، لما فيه من نقض الغرض ، و تفويت مقدار من المصلحة ، لو لا مراعاة ما هو فيه من الأهم ، فافهم .
لا يقال : عليه ، فلا مجال لتشريعه و لو به شرط الانتظار ، لا مكان استيفاء الغرض بالقضاء .
فإنّه يقال : هذا كذلك ، لو لا المزاحمة بمصلحة الوقت [ 1 ] .
شرح
مصلحت هست يعنى گرچه بداند يك ساعت بعد ، واجد الماء مىشود و مأيوس از دسترسى به آب نيست ، در اين صورت ، براى او جائز است كه مبادرت به اتيان صلات مع التيمّم نمايد - البته بهشرط دخول در وقت .
ب : مكلّف بايد تا آخر وقت در حالت انتظار ، بسر ببرد ، اگر دسترسى به آب ، پيدا نكرد آنوقت ، مبادرت به نماز مع التيمّم كند و اتيان الصّلات به نحو مذكور ، نسبت به او وافى به تمام مصلحت است كه در فرض مذكور در اوّل وقت ، جائز نيست به اتيان مأمور به ، مبادرت نمايد ، بهجاى جواز « بدار » وجوب « انتظار » مطرح است .
ج : در اوّل وقت براى مكلّف ، دو حالت متصوّر است : يكى اينكه از اوّل دخول وقت ، مأيوس است كه حتّى تا پايان وقت نماز ، متمكّن از آب شود ، در فرض مذكور ، صلات مع التيمّم در همان اوّل وقت ، وافى به تمام مصلحت هست . و فرض ديگرش اين است كه : مكلّف از دسترسى به آب مأيوس نيست بلكه رجاء تمكّن از آب را دارد كه در فرض مزبور در اول وقت ، مبادرت به اتيان نماز ، جائز نيست .
جمعبندى : احتمال اوّل از نظر جواز يا عدم جواز « بدار » جمعا داراى چهار صورت بود .
[ 1 ] - 2 : صلات مع التيمّم - مأمور به به امر اضطرارى - وافى به تمام مصلحت صلات مع الوضوء - مأمور به به امر واقعى اوّلى - نيست به نحوى كه اگر صلات مع التيمّم ، اتيان شد و بعد از آن ، مكلّف ، تمكّن از آب پيدا كرد و تصميم گرفت نمازش را مع الوضوء بخواند ،