تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
شرح
ب : احتمال دوّم ، اين است كه مأمور به به امر اضطرارى ، وافى به تمام مصلحت مأمور به به امر واقعى اوّلى نباشد به عبارت ديگر : محتمل است كه صلات مع التيمّم ، وافى به تمام مصلحت ملزمه نباشد بلكه قسمتى از مصلحت آن ، باقى مىماند كه فرض مذكور - ب - خود به دو قسم ، تقسيم مىشود : 1 - آن مقدار از مصلحتى كه باقى مانده ، قابل تدارك و جبران نيست ، فرضا كسى كه فاقد الماء بود و نمازش را با تيمّم خواند ، پنجاه درصد از مصلحت را استيفا نمود سپس در خارج از وقت - يا حتّى در وقت - دسترسى به آب پيدا كرد ، در اين صورت ، اتيان الصلات مع الوضوء ، آن مصلحت باقىمانده را جبران نمىكند . فرضا كسى كه تشنه است ولى مقدارى آب شور براى رفع عطش به او داده‌اند و او هم نوشيده و مقدارى رفع عطش كرده است سپس براى او آب گوارا حاضر كنند ولى او اصلا تمايلى به نوشيدن آب نداشته باشد ، در اين صورت ، محلّى باقى نمانده كه غرض آن فرد به‌وسيله آب گوارا تدارك شود . 2 - اگر آن مقدار مصلحتى كه باقى مانده ، قابل تدارك و جبران باشد ، خود ، داراى دو صورت است : الف : مصلحت باقىمانده ، واجب الاستيفاء هست مثل اينكه فرضا كسى نماز را با تيمّم خواند و پنجاه درصد از مصلحت را استيفا نمود سپس واجد الماء شد در اين صورت بايد با اتيان صلات مع الوضوء ، پنجاه درصد باقىمانده از مصلحت را استيفا نمايد . ب : مصلحت باقىمانده واجب الاستيفاء نيست : فرضا كسى نمازش را با تيمّم خواند و نود درصد از مصلحت را استيفا نمود سپس كه واجد الماء شد ، لزومى ندارد ده درصد ، مصلحت باقىمانده را استيفا نمايد بلكه استيفاء مصلحت باقىمانده ، مستحب است . تاكنون چهار احتمال در مسئله ، بيان نموده‌ايم و اينك بايد ديد نتيجهء هر احتمال از نظر اجزا و عدم اجزا چيست ؟
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 128 | الشيخ فاضل اللنكراني