شرح
هيچكدام از معانى مذكور ، مستعمل فيه هيئت امر نيست مثلا هيئت افعل در تمنّى ، احتقار يا تهديد استعمال نشده تا اينكه بحث كنيم آيا استعمالش حقيقى است يا مجازى - درحالىكه ظاهر كلام مشهور ، اين است كه هيئت امر در آن معانى استعمال شده .
مصنّف معتقدند در تمام موارد مذكور ، مستعمل فيه هيئت امر ، طلب انشائى است .
توضيح ذلك : همانطور كه در جلد اوّل كتاب ايضاح الكفاية مفصّلا بيان كرديم « 1 » .
« طلب » داراى مفهوم كلّى ، وجود حقيقى ، وجود ذهنى « 2 » و وجود انشائى مىباشد كه :
طلب حقيقى : صفتى است كه قائم به نفس انسان مىباشد و آن خواست واقعى و از اوصاف حقيقيهء نفس انسان هست مثلا فلان كتاب ، مطلوب حقيقى شما مىباشد يعنى طلب باطنى و واقعى شما به آن تعلّق گرفته و چهبسا مبرز و مشعرى براى آن نباشد .
طلب انشائى : بعضى از مفاهيم داراى وجود انشائى هستند يعنى قابليّت آن را دارند كه انشا به آنها تعلّق گيرد مانند طلب ، تمنّى ، ترجّى و امثال آنها .
مثلا در مورد نكاح ، انسان به وسيلهء انكحت و قبلت ، علقهء زوجيّت را كه امرى اعتبارى است ، انشاء و ايجاد مىكند .
مصنّف ، معتقدند كه صيغهء امر در تمام موارد پانزدهگانه در طلب انشائى استعمال شده و معناى طلب انشائى اين است كه انسان ، اراده كند و مفهوم و ماهيّت طلب به وسيلهء صيغهء افعل ، تحقّق پيدا كند .
مثلا صيغهء امر در« أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ » *در طلب انشائى استعمال شده و« فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ »را هم كه گفتهاند در تعجيز ، استعمال شده به نظر مصنّف در طلب انشائى استعمال گشته و همچنين مستعمل فيه صيغهء امر در آيهء شريفهء« . . . كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ » *
هامش
( 1 ) - ر . ك : ايضاح الكفاية 1 / 415 .
( 2 ) - وجود ذهنى طلب ، اين است كه انسان ، طلب را تصوّر كند مانند وجود ذهنى انسان كه عبارت از تصوّر ماهيّت انسان مىباشد .