شرح
حدّى در علم تفسير هم كارساز است : آنچه را كه در صيغهء امر بيان كرديم در ساير صيغ انشائيّه هم جارى مىباشد .
بيان ذلك : استفهامات و تمنّياتى كه در قرآن شريف آمده به چه صورت است و چگونه و به چه كيفيّت خداوند متعال ، استفهام مىكند و . . . ؟
مىدانيد كسى استفهام و تمنّى - و امثال آن - مىكند كه جاهل و يا عاجز باشد با توجّه به اينكه جهل و عجز دربارهء خداوند متعال ، راه ندارد ، پس چگونه خداوند در قرآن كريم ، استفهامات فراوان نموده است از جمله : الف :« وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى« 1 ». »ب :« اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً « لَعَلَّهُ » يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى« 2 ». »بعضى از مفسّرين فرمودهاند : استفهامات ، تمنّيات و ترجّىهاى قرآنى جنبهء مجازيّت دارند و آن صيغ در موضوع له خود ، استعمال نشدهاند زيرا صحيح نيست كه خداوند متعال به نحو حقيقت از چيزى استفهام نمايد ، لذا قائل به انسلاخ شده و گفتهاند : صيغ استفهام ، تمنّى و ترجّى از معانى خود ، خارج شدهاند لذا بايد ملتزم به مجاز شد .
مصنّف رحمه اللّه فرمودهاند : نظير آنچه را كه دربارهء هيئت امر و صيغهء افعل ذكر كرديم دربارهء صيغ انشائى و استفهامات قرآنى بيان مىكنيم كه :
اصلا مستعمل فيه استفهامات قرآنى ، استفهام حقيقى نيست و بديهى است كه استفهام حقيقى مربوط به كسى است كه جاهل است و در مقام پرسش و طلب رفع جهل برمىآيد ولى اصلا موضوع له ادوات استفهام ، استفهام حقيقى نيست بلكه موضوع له آنها استفهام انشائى - و همچنين موضوع له صيغ تمنّى هم تمنّى انشائى است - و معناى استفهام انشائى ، اين است كه مثلا انسان ، صيغهء استفهام را استعمال و اراده كند كه : مفهوم استفهام
هامش
( 1 ) - سوره طه ، 17 .
( 2 ) - سوره طه ، 43 و 42 .