شرح
2 - اسقاط القضاء :
بعضى ديگر گفتهاند معناى « اجزا » اين است كه : قضا را از عهدهء انسان ، ساقط مىكند و تكرار عمل در خارج از وقت لازم نيست . نظر مصنّف رحمه اللّه : معناى كلمه اجزا از نظر لغت ، عبارت از « كفايت » مىباشد ، فلان عمل ، مجزى هست يعنى كافى است ، در اوّل رسالههاى علميّه هم نوشته شده عمل به اين رساله ، مجزى مىباشد يعنى عمل به آن كفايت مىكند منتها بايد ديد « ما يكفى عنه » آن چيست ؟ « ما يكفى عنه » به اعتبار موارد و مصاديق ، مختلف است . اگر شما دربارهء صلات مع الوضوء - مأمور به به امر واقعى اوّلى - بحث نموده و گفتيد صلات مع الوضوء ، كافى است ، معنايش اين است كه لازم نيست آن نماز ، ثانيا تكرار شود و آن تكليف ، ثانيا گريبانگير شما نيست پس معناى كفايت صلات مع الوضوء ، اين است كه : « الصّلاة مع الوضوء كاف عن التّعبّد به ثانيا . » امّا اگر گفتيد صلات مع التيمّم - مأمور به به امر اضطرارى « 1 » - كافى است معناى كفايتش اين نيست كه : كافى از اتيان مجدّد نماز مع التيمّم است بلكه معنايش اين است كه : صلات مع التيمّم ، كافى از اتيان صلات مع الوضوء در خارج از وقت است - حتّى اگر خارج از وقت ، واجد الماء گشتيد لزومى ندارد نماز مع الوضوء قضا و تكرار شود . نتيجه : معناى كفايت به اعتبار موارد و مصاديق ، مختلف است اگر گفتيم صلات مع الوضوء ، كافى است ، كفايتش بهمعناى اسقاط تعبّد ثانى است و چنانچه بگوئيم صلات مع التيمّم كافى است كفايتش به اين معنا است كه لزوم ندارد حتّى وقتى واجد الماء شديد - در خارج وقت - آن را قضا نمائيد . پس اصل لغت اجزا در تمام موارد بهمعناى كفايت است منتها « ما يكفى عنه » در موارد مختلف ، تفاوت مىكند .هامش
( 1 ) - و همچنين در مأمور به به امر ظاهرى .