شرح
بيان اشكال : در موارد سهگانه مذكور اگر هر مأمور به را نسبت به امر خودش بسنجيم در اين صورت ، كلمهء « اقتضا » بهمعناى علّيّت است مثلا مىگوئيم آيا اتيان نماز با وضوى واقعى ، اقتضاء اجزا دارد يا نه - و اقتضايش بهمعناى علّيّت است - و همچنين آيا نماز با تيمّم ، اقتضاء اجزا ، نسبت به صلات مع التيمّم دارد يا نه در اين صورت هم اقتضا بهمعناى علّيّت است .
اساس بحث ما در باب « اجزا » اين است كه : مثلا كسى كه فاقد الماء بود و نماز را مع التيمّم اتيان نمود سپس متمكّن از آب شد آيا لازم است مجدّدا نمازش را بخواند يا نه ، ريشه و اساس لزوم خواندن مجدّد نماز در چيست ، نماز مع التيمّم كه نقصى ندارد ، بلكه اشكال و بحث ما اينجا هست كه : آن دليلى كه دالّ بر تجويز اتيان نماز مع التيمّم بود ، چه مقدار دلالت دارد آيا مدلولش اين است كه تا وقتى مكلّف فاقد الماء هست نمازش مجزى است يا اينكه مفادش اين است كه صلات مع التيمّم براى هميشه مكفى است ؟
نتيجه : مأمور به به امر اضطرارى را اگر نسبت به امر واقعى ، ملاحظه كنيم ، در اين صورت « كلمهء اقتضا » لا محاله بايد بهمعناى « دلالت » باشد نه علّيّت و همچنين در مورد امر ظاهرى ، وقتى شما نماز را با وضوى استصحابى اتيان نموديد دو بحث مطرح مىشود كه : آيا نماز با وضوى استصحابى از نظر نفس « امر ظاهرى » مقتضى اجزا هست يا نه در اين صورت ، معناى اقتضا ، همان علّيّت است امّا اگر بعد از آن نماز ، براى شما كشف شد كه وضو و طهارت نداشتيد ، آيا در اين صورت ، واجب است نماز را با وضو ، بخوانيد يا نه ، در حقيقت ، مأمور به به امر ظاهرى را نسبت به امر واقعى اوّلى مىسنجيم كه آيا اتيان نماز با وضوى استصحابى - و كشف خلاف - مكفى از نماز با وضوى واقعى هست يا نه ؟ در اين فرض هم معناى « اقتضا » علّيّت نيست بلكه بايد دليل استصحاب را ملاحظه نمود كه آيا