و لا الوجه المعتبر عند بعض الأصحاب ، فإنّه - مع عدم اعتباره عند المعظم ، و عدم اعتباره عند من اعتبره ، إلّا في خصوص العبادات لا مطلق الواجبات - لا وجه لاختصاصه بالذّكر على تقدير الاعتبار ، فلا بدّ من إرادة ما يندرج فيه من المعنى ، و هو ما ذكرناه ، كما لا يخفى [ 1 ] .
شرح
خصوصيّات عقليّه از جمله قصد قربت در آن رعايت نشده و بديهى است كه نماز بدون قصد قربت ، مقتضى اجزا نيست بنابراين بايد بگوئيم عبادات از بحث اجزا ، خارج هست و بحث مذكور فقط شامل توصّليّات « 1 » مىشود درحالىكه عمدهء بحث اجزا ، مربوط به تعبّديات است نه توصّليّات .
[ 1 ] - 3 : احتمال ديگرى كه دربارهء عنوان « على وجهه » داده شده ، اين است كه :
مقصود از آن ، همان قصد وجه « 2 » است - كه در نزد بعضى از اصحاب ، معتبر است - يعنى عنوان مذكور ، ناظر به قصد وجه است ، اگر كسى مأمور به را با قصد وجه ، اتيان كند آيا مقتضى اجزا ، هست يا نه ؟
مصنّف رحمه اللّه سه اشكال ، نسبت به تفسير سوّم از عنوان « على وجهه » دارند .
الف : قصد وجه ، نزد تمام اصحاب ، معتبر نيست بلكه بعضى رعايت آن را در مأمور به معتبر دانستهاند درحالىكه عنوان مسألهء اصوليّهء فعلى ، نزد همهء اصحاب مورد بحث و نقض و ابرام قرار گرفته و چگونه مىشود كسانى كه قائل به اعتبار قصد وجه نيستند آن را در عنوان محلّ نزاع قرار دهند .
ب : كسانى كه قائل به اعتبار قصد وجه هستند فقط آن را در عبادات ، معتبر مىدانند و عنوان بحث ما همانطور كه اختصاص به توصّليّات ندارد ، اختصاص به تعبديّات هم
هامش
( 1 ) - بديهى است كه در توصّليّات قصد قربت ، معتبر نيست ولى چنانچه مكلّف آنها را با قصد قربت ، اتيان نمايد مأجور است .
( 2 ) - مجددا متذكّر مىشويم كه براى قصد وجه ، دو احتمال و دو صورت ذكر كردهاند : يكى اينكه مكلّف ، عمل عبادى را مغيّا به غايب آن بكند مثلا بگويد « اصلى صلاة الظهر لوجوبه » و ديگر اينكه عنوان صفتيّت را در مأمور به اخذ نموده و بگويد « اصلى صلاة واجبة » - و به همين طريق در مستحبات .