لا خصوص الكيفيّة المعتبرة في المأمور به شرعا ، فإنّه عليه يكون ( على وجهه ) قيدا توضيحيّا ، و هو بعيد ، مع أنّه يلزم خروج التّعبّديّات عن حريم النّزاع ، بناء على المختار ، كما تقدّم من أنّ قصد القربة من كيفيّات الإطاعة عقلا ، لا من قيود المأمور به شرعا [ 1 ] .
شرح
خلاصه : مقصود از عنوان « على وجهه » تمام خصوصيّات معتبرهء « شرعيّه » و « عقليّه » هست .
[ 1 ] - 2 : مقصود از عنوان « على وجهه » ، اين است كه مكلّف ، مأمور به را با همان خصوصيّات معتبرهء « شرعيّه » اتيان نمايد كه در اين صورت ، خصوصيّات « عقليّه » شامل و داخل در عنوان « على وجهه » نيست .
مصنّف رحمه اللّه دو اشكال به تفسير مذكور دارد :
الف : لازمهء تفسير مزبور ، اين است كه : قيد مذكور ، يك قيد توضيحى باشد زيرا عنوان « الاتيان بالمأمور به » معنايش اين است كه : مكلّف ، مأمور به را با تمام اجزا و شرائط انجام دهد مثلا نماز را با تكبيرة الاحرام شروع و با سلام ختم كند ولى كسى كه فرضا نماز را بدون ركوع مىخواند او « لم يأت بما هو المأمور به » پس طبق تفسير دوّم ، معناى « الاتيان بالمأمور به » اين است كه : مأمور به با اجزا و شرائطش انجام شود در اين صورت ، فائدهاى بر قيد « على وجهه » مترتّب نيست و يك قيد توضيحى محسوب مىشود درحالىكه « ظاهر » اين است كه قيود واردهء در بحث ، توضيحى نباشند .
ب : طبق مبناى ما بايد « عبادات » از دائرهء بحث اجزا خارج شود درحالىكه عمدهء بحث اجزا ، مربوط به عبادات است زيرا : اگر نماز با تمام اجزا و شرائط شرعيّه خوانده شود ولى فاقد قصد قربت باشد - كه به نظر ما عقل ، حكم به اعتبار قصد قربت در عبادات مىكند نه شرع - كسى نمىتواند بحث كند آيا آن نماز ، مقتضى اجزا هست يا نه زيرا عبادت و نماز بدون قصد قربت ، مسلّما مجزى نيست درحالىكه طبق تفسير دوّم از عنوان « على وجهه » : « يصدق انّه اتى بالمأمور به به تمام خصوصيّاته الشرعيّة » لكن بعضى از