تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
قلت : نعم لا يكون حينئذ دلالة ، بل يكون هناك جهالة و ضلالة ، يحسبها الجاهل دلالة ، و لعمري ما أفاده العلمان من التّبعيّة - على ما بيّنّاه - واضح لا محيص عنه ، و لا يكاد ينقضي تعجّبي كيف رضي المتوهّم أن يجعل كلامهما ناظرا إلى ما لا ينبغي صدوره عن فاضل ، فضلا عمّن هو علم في التّحقيق و التّدقيق ؟ ! [ 1 ] .
شرح
معرّفى مىنمائيم كه دلالت تصديقيّه موجود هست ولى اصلا اراده‌اى در ميان نيست . الف : گاهى شما مىدانيد كه متكلّم در صدد بوده است كه اين خبر و اين جمله را بگويد « جاءنى زيد » امّا بدون توجّه گفت « جاءنى عمرو » در اين فرض ، به دلالت تصديقيّه ، مجىء عمرو را برعهدهء او بار مىكنيد درحالىكه اصلا ارادهء متكلّم به مجىء عمرو ، تعلّق نگرفته است . ب : گاهى متكلّم ، جمله‌اى مىگويد ولى اصلا معناى آن را اراده نكرده است لكن شما خيال مىكنيد كه او اراده‌اى دارد و تصديق مىكنيد كه آن معنا مراد متكلّم است و در نتيجه ، به دلالت تصديقيّه ، آن معنا را بر متكلّم تحميل مىكنيد و حال آنكه اراده‌اى در ميان نبوده است . [ 1 ] - جواب : در مواردى كه اشتباهى در ميان است خواه از ناحيهء متكلّم يا مخاطب ، اصلا دلالت تصديقيّه مطرح نيست بلكه جهالت در ميان است منتها جهالتى كه صورت دلالت پيدا كرده ولى باطنا دلالتى نيست - نه دلالت تصديقيّه و نه دلالت تصوّريه‌اى كه ارتباط به متكلّم پيدا كند - خلاصه : ما هم مانند مرحومين علمين قبول داريم كه دلالت تصديقيّه ، تابع اراده است ولى بحث ما در دلالت تصديقيّه نيست بلكه در دلالت تصوّريّه و در معناى موضوع له و مستعمل فيه است و گفتيم اراده در معناى موضوع له مدخليّتى ندارد و كلام آن دو بزرگوار شاهدى بر خلاف اين مطلب نمىباشد . « و لعمرى ما افاده العلمان من التّبعيّة على ما بيّناه واضح لا محيص عنه و لا يكاد ينقضى
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 98 | الشيخ فاضل اللنكراني