تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
إن قلت : على هذا ، يلزم أن لا يكون هناك دلالة عند الخطأ ، و القطع بما ليس بمراد ، أو الاعتقاد « 1 » بإرادة شىء ، و لم يكن له من اللفظ مراد [ 1 ] .
شرح
مسموع ، متعلّق ارادهء متكلّم قرار گرفته البتّه دلالت تصديقيّه ، شرائطى دارد مثلا اگر از فرد مجنونى چيزى بشنويد ، نمىتوانيد بگوئيد دلالت در كار است بلكه بايد احراز نمائيد كه متكلّم در مقام افهام بوده آرى اگر فرد عاقل مختار و متوجّه در مقام بيان مراد ، لفظى را اطلاق نمود به دنبالش دلالت تصديقيّه محقّق مىشود اين دلالت در مورد اقرار ، انكار ايمان ، كفر و ساير آثار شرعيّه و عرفيّه منشأ اثر است . اكنون ببينيم مقصود مرحومين علمين از جملهء « الدّلالة تتبع الارادة » چيست ؟ اگر مقصودشان از جملهء مذكور ، اين بوده كه دلالت تصوّريّه ، تابع اراده است ، در اين صورت ، حق با صاحب فصول « ره » است امّا كلام آن دو بزرگوار ، ناظر به دلالت تصوّرى نيست بلكه مربوط به دلالت تصديقى است و خواسته‌اند ، بفرمايند كه اگر شما لفظى را شنيديد و خواستيد به وسيلهء دلالت تصديقى معناى آن لفظ را بر گردن متكلّم بار كنيد ، اين تابع اراده است و تا متكلّم اراده نكرده باشد نمىتوانيد معنا را بر متكلّم تحميل كنيد . البتّه واضح است كه هر مقام اثباتى متفرّع بر مقام ثبوت است تا واقعيّتى نباشد اثبات آن واقعيّت ، مفهوم ندارد تا مكشوفى نباشد ، كشف آن معنا ندارد تا اراده‌اى هم نباشد نمىتوان گفت آن معنا مراد متكلّم است . خلاصه اينكه مقصود مرحومين علمين اين است كه دلالت تصديقى تابع اراده است نه دلالت تصوّرى و لذا صحيح است كه بگوئيم « الدّلالة التّصديقيّة تتبع الارادة » و توهّم صاحب فصول « ره » بىمورد است . [ 1 ] - اشكال : شما گفتيد دلالت تصديقيّه تابع اراده است ما مواردى را به شما
هامش
( 1 ) - كما اذا كان اخباره بسعر كتاب الكفاية بدينارين مثلا كناية عن سعر كتاب الجواهر فانه ح اراد معنا اجنبيا عن مضمون كلامه بحيث لا يكون شىء من مضمونه مرادا له . ر . ك منتهى الدّراية 1 / 72 .