تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
مصنّف « ره » اين است كه آن دو وضع ، شخصى است نه نوعى زيرا هر چيزى كه مادّهء معيّن يا هيئت معيّنى در آن دخالت داشته باشد عنوان وضع شخصى پيدا مىكند . مادّهء « قيام » - در هر هيئتى - به معناى ايستادن داراى وضع شخصى است نه نوعى . و همچنين هيئت « فاعل » و « قائم » كه اسم فاعل است و دلالت بر صدور و تحقّق فعل مىكند - در ضمن هر مادّه‌اى باشد - . يادآورى : البتّه واضح است كه « زيد » و « قائم » مرفوعا به عنوان مبتداء و خبر داراى « وضع » مىباشند - كلّ مبتداء مرفوع و . . . - ج : 4 - هيئت جملهء اسميّه يعنى قضيّهء حمليّهء مذكور هم مسلّما داراى « وضع » مىباشد و پوشيده نيست كه جملهء حمليّه را براى حمل محمول بر موضوع وضع كرده‌اند كه با حمل « قائم » بر « زيد » هيئت جملهء اسميّه تشكيل مىشود و الا اگر چنين وضعى نداشته باشد و شما زيد و قائم را كنار يكديگر قرار دهيد معناى جديدى غير از معناى مفردات آن حاصل نمىشود لذا قضيّهء حمليّهء به صورت مبتداء و خبر « وضعى » دارد كه مسلّما نوعى هم هست نه شخصى چون مادّه و هيئت خاصّى در آن دخالت ندارد و موضوع آن قضيّه مىتواند زيد ، يا عمرو يا بكر و يا غير از آنها باشد و همچنين محمول آن مىتواند « قائم » يا « نائم » و جز آن واقع شود . تذكّر : هيئات ، داراى خصوصيّات و مزايائى از قبيل افادهء تأكيد ، حصر و امثال آنها مىباشند كه داراى وضع نوعى هستند . يادآورى : طبق تقسيمى كه ما براى جملهء « زيد قائم » داشتيم تاكنون چهار وضع براى آن تصوّر كرده‌ايم . سؤال : در جملهء اسميّهء مذكور بعد از آنكه تك‌تك مواد و همچنين مجموع مواد - جملهء اسميّه ، يعنى مركّب - داراى وضع بودند ، آيا يك وضع پنجمى هم به مجموع