تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
و على هذا ، ليس من باب استعمال اللفظ بشيء ، بل يمكن أن يقال : إنّه ليس أيضا من هذا الباب ، ما إذا أطلق اللفظ و أريد به نوعه أو صنفه ، فإنّه فرده و مصداقه حقيقة ، لا لفظه و ذاك معناه ، كي يكون مستعملا فيه استعمال اللفظ في المعنى فيكون اللفظ نفس الموضوع الملقى إلى المخاطب خارجا ، قد أحضر في ذهنه بلا وساطة حاك ، و قد حكم عليه ابتداء ، بدون واسطة أصلا ، لا لفظه ، كما لا
شرح
لافظ ، خارج شده و به اين حيثيّت ، عنوان دال پيدا مىكند و به جهت اينكه خودش اراده شده ، عنوان مدلوليّت پيدا مىكند پس زيد ، داراى دو حيثيّت شد : 1 - حيثيّت صدور از لافظ 2 - حيثيّت مراد بودن و متعلّق اراده قرار گرفتن و مانعى ندارد كه دالّ و مدلول به همين مقدار بينشان تغاير باشد . ب : ممكن است ما شق دوّم را انتخاب كنيم و بگوئيم لازم نيست دلالتى در ميان باشد و نيازى به دالّ و مدلول نداريم . بيان ذلك : شما گفتيد قضيّهء محكيّه ، دو جزء پيدا مىكند نه سه جزء ، ما در پاسخ شما - صاحب فصول - مىگوئيم چه مانعى دارد كه همان چيزى كه در قضيّهء لفظيّه ، موضوع است در قضيّه عقليّه - محكيّه - هم همان موضوع باشد به عبارت ديگر ، شما مىخواهيد قضيّه سه جزء داشته باشد يا اينكه مىگوئيد موضوع قضيّهء لفظيّه و عقليّه هم بايد دو تا باشد ؟ دليلى نداريم كه موضوع دو قضيّه بايد از يكديگر مجزّا باشد ما در مقدّمه بيان كرديم كه قضيّه به سه جزء نياز دارد و در محلّ بحث ، « زيد » هم در قضيّهء لفظيّه موضوعيّت دارد و هم در قضيّهء عقليّه و اتّفاقا واقع هم همين‌طور است چون شما در قضيّه عقليّه « لفظ » را بر چه چيز بار مىكنيد ؟ « لفظ » را بر زيد خارجى كه حمل نمىكنيد بلكه بر همان زيدى حمل مىكنيد كه از دهان متكلّم خارج شده بنابراين همان زيدى كه از دهان لافظ ، خارج شده است هم در قضيّهء لفظيّه ، موضوعيّت دارد و هم در قضيّهء عقليّه - محكيّه -