هر قضيّهء حمليّه - زيد قائم - در حقيقت از دو قضيّه تشكيل شده كه يك جهت آن مربوط به عالم لفظ است كه از آن به قضيّهء لفظيّه - حاكيه - تعبير مىكنيم و قضيّهء ديگرش عقليّه - محكيّه - نام دارد كه قضيّهء عقليّه ، چيزى است كه شما به وسيلهء قضيّهء لفظيّه از آن حكايت مىكنيد به عبارت ديگر قضيّهء عقليّه ، معناى قضيّهء لفظيّه است قضيّهء لفظيّه مركب است از موضوع ، محمول و نسبت بين آن دو كه عبارتند از زيد ، قائم و نسبت بين قيام و زيد و همچنين قضيّهء عقليّه هم مركب از سه جزء است كه همان قضيّهء لفظيّه از آن حكايت مىكند . مثلا زيد و قيامى در خارج هست و بين آن دو ارتباط است و چنانچه زيدى و قيامى و نسبتى نباشد ، قضيّهء لفظيّه ، كاذب است خلاصه اينكه هر قضيّه در حقيقت از دو قضيّهء لفظيّه - حاكيه - و عقليّه - محكيّه - تشكيل شده كه آن دو قضيّه بايد داراى موضوع ، محمول و نسبت باشند .
صاحب فصول فرمودهاند در محلّ بحث كه مىگوئيد « زيد لفظ » و از كلمهء زيد ، شخص همان زيد را اراده مىكنيد ، ما از شما سؤال مىكنيم كه :
آيا زيد بر معنائى - و لو آن معنا خودش باشد - دلالت مىكند يا نه ؟
الف : آرى دلالت دارد .
صاحب فصول فرمودهاند در اين صورت ، اتّحاد دالّ و مدلول لازم مىآيد « زيد » بر چه دلالت مىكند بر خودش فهو دالّ و مدلول هم كه هست پس يك شىء هم دالّ است و هم مدلول درحالىكه دالّ و مدلول بايد متغاير باشند .
ب : « زيد » در جملهء « زيد لفظ » دلالت بر چيزى ندارد . صاحب فصول فرمودهاند در اين صورت قضيّهء لفظيّه - حاكيه - شما سه جزء دارد امّا قضيّهء عقليّه - محكيّه - دو جزء پيدا مىكند نه سه جزء زيرا شما مىگوئيد « زيد » بر چيزى دلالت نمىكند لذا قضيّهء محكيّه ، فاقد موضوع است و امكان ندارد كه قضيّه ، بدون موضوع باشد چون قضيّه ،
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 79
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٧٩