تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
و قد أشرنا إلى أنّ صحّة الاطلاق كذلك و حسنه ، إنّما كان بالطّبع لا بالوضع ، و إلا كانت المهملات موضوعة لذلك ، لصحّة الاطلاق كذلك فيها ، و الالتزام بوضعها لذلك كما ترى « 1 » [ 1 ] .
شرح
دارد يعنى شما لفظ زيد خودتان را در زيد آن مخبر استعمال كرديد به عبارت ديگر وقتى مىگوئيد زيد در جملهء مذكور ، فاعل است ، شما زيد خودتان را در زيد آن مخبر به كار برديد . 3 - اطلاق لفظ و ارادهء صنف آن - در مثال قبل - ضرب زيد - اگر توجّه شما به خصوص « زيد » مذكور در آن جمله نباشد يعنى عنايتى به زيد مذكور در جملهء مخبر نداشته باشيد بلكه نظر شما وسيع باشد و به آن دوست بگوئيد : بدان هر مخبرى كه جملهء « ضرب زيد » از دهانش خارج شود ، لفظ زيد در آن جمله ، فاعل است در اين صورت ، شما زيد در كلام خود را در صنف « زيد » به كار برده‌ايد يعنى آن زيدهائى كه در دنبال « ضرب » واقع مىشود و آن زيدهائى كه فاعل واقع مىشود نه آن زيدهائى كه عنوان مبتداء پيدا مىكنند . [ 1 ] - سؤال : مجوّز و دليل صحّت اطلاقات سه‌گانه مذكور چيست و آيا در ما نحن فيه آن علائق بيست و چندگانه معهوده وجود دارد ؟ جواب : در امر سوّم گفتيم كه مجوّز چنين اطلاقاتى « بالطّبع » است نه « بالوضع » يعنى هر استعمال و اطلاقى كه مقبول طبع باشد ، صحيح است . مصنّف « ره » در عبارت مذكور ، شاهد ديگرى بر صحّت اطلاق لفظ و ارادهء نوع يا صنف و يا مثل آن آورده‌اند :
هامش
( 1 ) - لاستلزامه خلاف الفرض و عدم صحّة تقسيم اللفظ الى المهمل و الموضوع لاشتراك جميع الالفاظ فى هذه الدّلالة مضافا الى انّه يلزم كون جميع الالفاظ الموضوعة مشتركة فافهم ر . ك : شرح كفاية الاصول مرحوم رشتى 1 / 16 .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 77 | الشيخ فاضل اللنكراني