اجازه مىدهم كه هر فردى كه داراى صفت جود و بخشش بود ، كلمهء « حاتم » را در موردش استعمال كنيد ؟ چنين مطلبى نبوده بلكه فرزندى متولّد شده پدرش كلمهء حاتم را براى او قرار داد ، زمانهائى گذشت ، او بزرگ شد و داراى جود فراوان بود و براى مردم ضرب المثل گرديد و از آن پس به هركسى كه داراى جود و سخاى ممتازى بود ، عنوان حاتم دادند .
مجوّز استعمال مذكور چيست ؟ اصلا كسى توجّه نداشته تا اجازه بدهد يا نهى كند درحالىكه آن استعمال حسن است . و يا مثلا شما به فردى كه داراى نبوغ فكرى است ، عنوان بو على سينا مىدهيد درحالىكه كسى به شما اجازه نداده است لفظى كه براى آن فرد خاص وضع شده ، در جنس افراد نابغه استعمال كنيد .
خلاصه : الفاظى كه در غير معانى موضوع له - با مناسبتى كه با معناى موضوع له دارند .
و به صورت مجاز ، استعمال مىشوند ، ملاك صحّت استعمالشان اجازه و ترخيص واضع نيست بلكه صحّت استعمال ، مربوط به طبع است و استعمالى كه نزد ذوق سليم و طبع مستقيم پسنديده باشد ، آن استعمال ، صحيح است .
دو تذكّر :
1 - نتيجهاى كه از بيان مصنّف « ره » در امر سوّم مىگيريم اين است كه :
علاقهء بين معناى مجازى و حقيقى ، منحصر به آن بيست و چند علاقهاى كه در كتاب مطوّل خواندهايم نمىباشد بلكه ميزان صحّت استعمال ، اين است كه طبع انسان آن را بپسندد خواه علاقهء بين معناى مجازى و حقيقى جزء علائق منصوصه باشد يا نباشد و شايد تعبير مصنّف به « فيما يناسب ما وضع له » هم اشاره به نكتهء مذكور باشد .
2 - اشكال : در مدّعاى شما صحّت و بطلان به كار رفته بود امّا در دليلتان مسألهء حسن