تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
خاضع هستند امّا نسبت به مطلبى اشتباه كرده باشد « و ليس المعصوم الا من عصمه اللّه تعالى » و آن‌هم از دايرهء چهارده نفر تجاوز نمىكند پس ممكن است فردى با كمال عظمت علمى ، نسبت به يك مطلب ، دچار اشتباه شده باشد . تاكنون ثابت كرده‌ايم كه افعال اختيارى انسان ، مربوط به ارادهء او مىباشد و اراده هم با خلّاقيّت و قدرت نفس ، حاصل مىشود و معناى قدرت « ان شاء فعل و ان شاء لم يفعل » مىباشد و نسبت قدرت به طرفين ، علىالسويّه است و اين‌چنين نيست كه كسى در اراده كار و فعلى ، مجبور باشد خواه آن عمل ، معصيت باشد يا اطاعت و عبادت . در حقيقت ، قسمتى از پاسخ مصنّف را بيان كرده‌ايم امّا بعضى از نكات و جهات كلام ايشان را بايد نقد و بررسى نمود كه : ايشان فرمودند كه : 1 - سعادت و شقاوت ، ذاتى هست 2 - دليلش را « الذّاتى لا يعلّل » بيان كردند 3 - بعضى از روايات را هم ناظر به مطلب و عقيدهء خود دانستند لذا بايد معناى سعادت ، شقاوت و « الذّاتى لا يعلّل » را توضيح دهيم كه در نتيجه معناى آن دو روايت مورد استناد هم واضح گردد . آيه و روايتى برطبق قاعدهء « الذّاتى لا يعلّل » وارد نشده بلكه يك مطلب عقلى و مسلّم هست : سؤال : مقصود از ذاتى چيست ؟ « ذاتى » در اصطلاح منطق در دو مورد استعمال شده : الف : گاهى عنوان ذاتى را در كلّيّات خمس ، استعمال كرده‌اند ، مىدانيد سه قسم از كلّيّات خمس - جنس ، فصل و نوع - ذاتى و دو قسمش عرضى است و مقصود از ذاتى - در باب كلّيّات خمس - ماهيّت و اجزاء ماهيّت مىباشد . - در مقابل عرضى كه شىء خارج از ماهيّت است كه آن‌هم بر دو قسم است يعنى عرض خاص و عرض عام - مثلا حيوان و ناطق ، ذاتى انسان مىباشد مجموع « حيوان ناطق » كه عبارت از نوع است ، ذاتى انسان است بنابراين ماهيّت بتمامها و همين‌طور كلّ جزء من اجزاء
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 500 | الشيخ فاضل اللنكراني