تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
شرح
شقاوت ذاتى عاصى است و او به علّت سوء سريره به معصيت تمايل پيدا كرده و به دنبالش از او گناه سر زده و بديهى است كه در دنبال معصيت هم استحقاق عذاب و عقوبت ، تحقّق پيدا مىكند و همچنين طاعتى كه از فردى محقّق مىشود ، مسبوق به اراده هست امّا ريشهء اراده و علّت اصلى آن عبارت از سعادت و حسن سريره‌اى است كه در آن شخص موجود است و سعادت و حسن سريره ، براى آن فرد ، يك امر ذاتى مىباشد . خلاصه : كسى كه داراى سوء سريره هست ، تمايل به معصيت و شخصى كه داراى حسن سريره مىباشد ، تمايل به اطاعت پروردگار پيدا مىكند . مصنّف سپس دفع دخلى نموده كه ابتداء بايد بيان ايشان روشن شود تا جواب آن‌هم واضح گردد : كسى نبايد سؤال كند « لم جعل السّعيد سعيدا و الشّقى شقيّا » زيرا سؤال مذكور ، شبيه اين است كه پرسش كنيم « لم جعل الانسان انسانا » همان‌طور كه سؤال از علّت دربارهء ذاتى انسان ، مفهومى ندارد در محلّ بحث هم سؤال از « ذاتى » معنا ندارد و « الذّاتى لا يعلّل » يعنى ذاتى قابل تعليل نيست و نيازى به علّت ندارد و بعضى از روايات هم اين مطلب را تأييد مىكند از جمله : الف : « . . . الشّقى من شقى فى بطن امّه و السعيد من سعد فى بطن أمه . . . » « 1 » يعنى كسى كه سعيد است از همان اوّل و قبل از اينكه پا به اين جهان بگذارد سعادت ، همراه او هست و كسى كه شقى هست ، در بطن مادر و قبل از ولادت ، شقاوت همراه او مىباشد . ب : « . . . عن ابى عبد اللّه ( عليه السّلام ) قال : النّاس معادن كمعادن الذّهب و الفضّة فمن كان له فى الجاهليّة اصل فله فى الاسلام « 2 » اصل » .
هامش
( 1 ) - ر . ك بحار ، ج 3 ، باب سعادت و شقاوت - متن كامل حديث مذكور را به زودى نقل خواهيم كرد . ( 2 ) - روى العامة هذا الخبر عن النبى « صلّى اللّه عليه و آله » هكذا « الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة خيارهم فى الجاهلية خيارهم فى الاسلام اذا تفقهوا » و يحتمل وجهين احدهما ان يكون المراد ان الناس مختلفون -