تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
شرح
نكته‌اى را قرآن كريم دربارهء يهود ، بيان نموده كه قول به تفويض هم تقريبا به آن برگشت مىكند چون خداوند متعال دربارهء يهود چنين فرموده است :« وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ . . . »« 1 ».تفويضى هم مشابه آن معنا را قائل است كه مىگويد خداوند ، عالم را احداث كرد و امّا در بقاء جهان ، نيازى به خداوند نداريم و كانّ او بىكار است و قدرتى در بقاء عالم ندارد . پس همان مغلوليّت يد كه قرآن كريم دربارهء يهود بيان كرده ، تفويضى هم به مشابه همان امر ، قائل است البتّه خداوند در ادامهء آن آيه چنين فرموده است :« وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ . . . »« 2 ».در بعضى از روايات چنين آمده است : « الجبرى مجوس هذه الامّة » . مىدانيد كه مجوسىها معتقد هستند به طور كلّى دو چيز در عالم ، مؤثّر است يكى اهريمن و ديگرى يزدان يعنى تمام اعمال خير را مستقيما مربوط به خداوند و اعمال شر را مستند به اهريمن مىدانند كانّ جبريّه به چنان مطلبى قائل هستند كه انسانها را در اعمالشان مختار نمىدانند بلكه . . .

آيا سعادت و شقاوت از ذاتيّات انسان هست

مرحوم مصنّف در جلد اوّل كتاب - و در جلد دوّم - به مناسبتى كه بحث طلب و اراده را مطرح نموده‌اند مطلب ديگرى را هم بيان كرده‌اند كه اصلا با موازين ، منطبق نيست كه خلاصهء بيان ايشان در دو جلد كتاب ، عبارت است از : ابتداء ارادة المعصية و به دنبالش معصيت از شخص عاصى تحقّق پيدا مىكند اگر انسان دقّت كند ، متوجّه مىشود كه ريشهء اصلى ارادهء معصيت ، مربوط به سوء سريره و
هامش
( 1 ) - سورهء مائده : 64 . ( 2 ) - سورهء مائده : 64 .