نقيضين از دائرهء قدرت او بيرون است .
توضيح ذلك : اجتماع نقيضين داخل دائرهء قدرت الهى نيست و اينكه گفتيد لازمهاش محدوديّت قدرت پروردگار جهان است ، غير قابل قبول است و به اشكال مذكور ، پاسخ مىدهيم كه :
شما - جبريّه - از چه طريقى ثابت مىكنيد كه تمام امور ، مىتوانند متعلّق قدرت خداوند ، قرار گيرند ؟
بعضى از امور به خاطر قصور ذاتى - كه در خود آنها هست - اصلا از دائرهء قدرت خارج هستند و لذا بحث هم نمىشود كه آيا قدرت پروردگار متعال به آنها تعلّق مىگيرد يا نه .
به عبارت ديگر : اوّل بايد آن شىء متعلّق قدرت را بررسى كرد كه مشخّص شود آيا آن شىء با تعلّق قدرت ، سنخيّت دارد يا نه - قدرت خداوند ، محدوديّتى ندارد و نمىتوان گفت قدرت او فرضا صددرجه هست يا اينكه كمتر است -
مسألهء اجتماع نقيضين - و ساير ممتنعات - هم از اين قبيل هست يكى از ممتنعات « شريك البارى » هست آيا شما نمىگوئيد « شريك البارى ممتنع » ؟
در ما نحن فيه هم اگر كسى سؤال كند كه آيا خداوند مىتواند براى خودش شريكى ايجاد كند يا نه ، اگر بگوئيد قدرت ندارد ، لازمهاش محدوديّت قدرت پروردگار است و چنانچه بگوئيد قدرت دارد پس شريك البارى ممتنع نيست بلكه خداوند مىتواند براى خودش شريكى ايجاد نمايد .
پاسخ سؤال ، اين است كه : « شريك البارى » ممتنع است و قدرت خداوند هم به ايجاد شريك البارى تعلّق نمىگيرد و نمىتواند تعلّق بگيرد و عدم قدرت ، مربوط به ضعف قدرت و محدوديّت قدرت خداوند نيست بلكه شريك البارى خصوصيّتى دارد كه اصلا از دائرهء قدرت خارج است و هيچگاه در مسير تعلّق قدرت واقع نمىشود و الا اگر در مسير تعلّق قدرت بود و مانند ساير ممكنات مىتوانست در مسير قدرت قرار گيرد
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 470
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٧٠