شرح
اگر علم پروردگار متعال متعلّق به اعمال به صورت ارادى ما باشد ، از ما سلب اراده و اختيار مىكند امّا اگر متعلّق به اعمال خودش باشد سلب اراده از او نمىكند ؟
چه فرقى است بين اينكه : خداوند بداند كه يك ماه ديگر ، فلان مؤمن ، قبض روح مىشود و بين اينكه او بداند من - نعوذ باللّه - يك سيلى به صورت فلانى مىزنم . چطور و چرا علم « 1 » متعلّق به عمل من - از من - سلب اراده مىكند امّا علم خداوند ، نسبت به عمل خودش از او سلب اراده و اختيار نمىكند ؟
جواب مذكور ، پاسخ نقضى « 1 » بود و اينك به بيان جواب حلّى مىپردازيم :
ب : جواب « 2 » حلّى : شما - جبريّه - بر چه اساسى علم خداوند متعال ، نسبت به اعمال عباد را موجب سلب اراده و قدرت از مكلّفين و انسانها مىدانيد و نقطهء حسّاس و اساسى كلام شما طبق كدام يك از اين دو احتمال است ؟
الف : ممكن است نظر شما - جبريّه - اين باشد كه چون علم خداوند ، عين ذات او و متّحد با ذات او هست ، آن علم ، علّت تامّهء اعمال - به ظاهر اختيارى - است كه از عباد صادر مىشود و من و شما هيچگونه تأثيرى در آن اعمال نداريم .
پاسخ آن ، عبارت است از : احتمال مزبور با مختصرى تفاوت ، عين مدّعاى شما مىباشد زيرا :
مدّعاى شما اين بود كه خداوند متعال ، علّت تامّهء افعال است امّا دليلتان اين است كه علم ، علّت تامّهء اعمال بندگان هست و بايد نسبت به دليل و مدّعاى خود ، برهان اقامه نمائيد و بلكه دليل شما از مدّعايتان سستتر است زيرا شما در مدّعاى خود گفتيد پروردگار جهان علّت تامّهء افعال است كه بهحسب ظاهر ، حرف و كلامى هست امّا در
هامش
( 1 ) - يعنى علم خداوند متعال نسبت به اعمال ما .
( 2 ) - خلاصهء دليل دوّم جبريّه : خداوند متعال ، نسبت به اعمال به صورت ، اختيارى ما - مانند جلوس و قيام - عالم هست و علم او بايد با واقع ، مطابق باشد پس لا محاله بايد آن اعمال ، اضطرارا تحقّق پيدا كند و الا لازمهاش اين است كه علم پروردگار جهان ، مطابق با واقع نباشد - مستلزم جهل است -