تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
مىپردازيم كه : مؤثّر اوّل چه چيز بوده است ؟ ارادة الفاعل سپس مىگوئيم قبل از ارادهء فاعل ، وجود فاعل در قتل مذكور مؤثّر بوده ، و اگر فاعلى وجود نمىداشت و بقاء وجودى براى فاعل ، تصوّر نمىشد ، چگونه امكان داشت كه اراده ، تحقّق پيدا كند و به دنبال آن به وسيلهء شمشير ، قتل به وقوع پيوندد بنابراين ، قبل از ارادهء فاعل ، بقاء فاعل و وجود او در تحقّق قتل ، مؤثّر بوده و هنگامى كه بقاء وجود فاعل را ملاحظه مىكنيم ، متوجّه مىشويم كه فاعل ، در بقاء وجودش ، هيچ‌گونه اختيارى ندارد و اين‌چنين نيست كه بقايش مربوط به ارادهء خودش باشد بلكه بقاء فاعل ، اثر علّت مؤثّره و مبقيه هست و بقايش افاضه‌اى است كه از ناحيهء علّت شده پس مىتوان گفت : « علّتى » كه بقاء را به فاعل ، افاضه نموده و در نتيجه « او » اراده نموده و به واسطهء « شمشير » مرتكب قتل شده ، تمام آنها مؤثّرات هستند منتها مؤثّرات غير متضادّه و مؤثّراتى كه امكان اجتماع دارند به شهادت اينكه مىگويند در فاعل مختار ، دو مؤثّر مطرح بوده و همان‌طور كه نسبت به خود فاعل و عملش دو مؤثّر تصوير كرديد ، وقتى به ريشه ، اساس بقاء و هستى فاعل ، توجّه كنيم ، متوجّه مىشويم كه مؤثّر اوّليّه ، در وجود و بقاء فاعل ، مؤثّر است و نتيجه مىگيريم كه : آن عمل خارجى درعين‌حال كه فعل واحد هست ، امّا مؤثّرات مختلف در آن تأثير نموده و آنها هيچ‌گونه تضاد و مخالفتى با يكديگر ندارند زيرا در يك صف و در يك رديف نيستند بلكه در طول هم و در رتبه‌هاى مختلف واقع شده‌اند . جمع‌بندى : جبريّون به قاعدهء مسلّمهء « لا مؤثر فى الوجود الا اللّه » تمسّك نموده و از طرفى هم قائل به ضدّيت بين دو مؤثّر شدند ولى ما با يك مثال بديهى و آشكار ، اثبات كرديم كه معناى عبارت مزبور ، اين است كه غير از خداوند متعال ، مؤثّر استقلالى وجود