شرح
« لا مؤثّر . . . » مخالفت نموده امّا اگر براى انسان ، مؤثّريّتى قائل شويم كه در طول تأثير الهى و از شئون تأثير الهى باشد ، در اين صورت نه تنها با « لا مؤثّر فى الوجود . . . » مخالفتى ندارد بلكه مؤيّد آنهم هست .
به عبارت ديگر : معناى عبارت مذكور ، اين است كه تأثير استقلالى در رتبهاى كه براى خداوند متعال ، ثابت و مسلّم است ، براى هيچ موجود ديگرى ثابت نيست .
ما هيچگاه در برابر تشكيلات الهى هيچگونه مؤثّريّتى براى انسان ، قائل نيستيم كه با توحيد منافات داشته باشد .
مثال : با قطع نظر از مسألهء جبر و خالقيّت خداوند متعال به يك اعتبار ، اعمال و افعال انسان بر دو گونه است :
الف : انجام دادن بعضى از كارهاى ارادى ، نيازى به واسطه ، آلت و ابزار ندارد . به مجرّدى كه اراده ، تحقّق پيدا كرد و به مرحلهء شوق مؤكّد رسيد ، آن عمل ارادى ، تحقّق پيدا مىكند مانند « تحريك اليد » كه با اراده و شوق مؤكّد ، جامهء عمل مىپوشد . و شما دست خود را حركت مىدهيد .
ب : براى انجام دادن بعضى از افعال و اعمال ارادى ، نياز به وسيله و ابزار هست .
نعوذ باللّه چنانچه كسى بخواهد مرتكب قتل نفس شود ، به مجرّد اراده و شوق مؤكّد نسبت به آن عمل ، قتل ، محقّق نمىشود و « ارادة القتل » مانند « تحريك اليد » نيست بلكه بايد آلت قتّالهاى مانند شمشير وجود داشته باشد و ارادهء قاتل هم نسبت به قتل به مرحلهء شوق مؤكّد برسد « 1 » تا قتل ، محقّق شود بنابراين بعضى از اعمال اختيارى انسان بدون واسطه ، امكان ندارد ، تحقّق پيدا كند .
فرضا قتلى به وسيلهء شمشير ، محقّق شد و شخصى زيد را كشت ، اكنون پرسش ما اين است كه :
هامش
( 1 ) - و موانع ، مفقود باشد .