آيا شمشير ، تأثيرى در قتل زيد داشته است يا نه ؟
جواب : اگر بگوئيد مؤثّر نبوده ، مىگوئيم پس چرا بدون شمشير هر قدر ، قاتل ، اراده كرد ، قتل به وقوع نپيوست ؟
بلا اشكال و مسلّما « كان السّيف مؤثّرا فى القتل » و شاهدش هم اين است كه اوصافى را به عنوان سببيّت براى شمشير ذكر كرده و مىگويند « قطع السّيف يا السّيف القاطع » .
بنابراين شمشير در تحقّق قتل ، مؤثّر بوده .
سؤال ديگر : آيا شمشير به تنهائى در قتل زيد ، مؤثّر بوده يا اينكه اراده قاتل هم در آن مؤثّر بوده است ؟
واضح است كه قاتل هم در كشتن زيد ، مؤثّر بوده .
نتيجه : برداشتى كه از مثال مذكور كرده و در نتيجه به جبريّه ، پاسخ مىدهيم ، اين است كه :
شما در مثال واضح و وجدانى مذكور چگونه دو مؤثّر تصوّر مىكنيد ؟
اگر بگوئيد تنها قاتل در قتل ، مؤثّر بوده و شمشير ، كوچكترين تأثيرى در آن نداشته ، خلاف بداهت سخن گفتهايد لذا از مثال مزبور ، نتيجه مىگيريم كه :
هم شمشير و هم قاتل در ايجاد « قتل » مؤثّر بودهاند امّا آن دو مؤثّر در طول يكديگر هستند نه در عرض هم و منافاتى با يكديگر ندارند و هركدام ديگرى را تأييد مىكند و مؤثّريّت دوّم از شئون مؤثّريّت اوّل و در رتبهء متأخّر از مؤثّريّت اوّل است يعنى :
زيد ، ارادهء قتل نموده به دنبال آن ، آلت قتّاله و شمشير مهيّا كرده و با استفاده از آن در خارج ، « قتل » به وقوع پيوسته بنابراين با توجّه به مثال ساده و وجدانى مذكور ، واضح شد كه :
اجتماع مؤثّرين ، مانعيّت و تضادّى با هم ندارند زيرا در عرض يكديگر نمىباشند و اكنون كه عدم منافات مؤثّرين در مثال مزبور ، واضح شد به ادامهء جواب از دليل جبريّه
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 465
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٦٥