تحت اراده و اختيار او باشد و همچنين نسبت به رفع موانع - مانع ، چيزى است كه وجودش حصول اثر را منع مىكند -
آيا اگر شما از ميان ده مانع ، نه مانع را بر طرف كرديد امّا رفع يك مانع در اختيار شما نبود ، باز هم مىتوان گفت كه شما استقلال در حصول و تحقّق آن اثر داريد ؟
- بر طرف كردن اكثر موانع ، فايدهاى ندارد -
بنابراين ، معناى استقلال در ايجاد اثر ، اين است كه :
ايجاد تمام شرائط و رفع تمام موانع در اختيار و تحت قدرت شما باشد و اين مطلب ، از بديهيّات است و نمىتوان در آن ترديد نمود .
اكنون سؤال ما از مفوّضه و اشكال ما به آنها اين است كه : موجودات ممكنه چگونه و چطور مىتوانند استقلال در تأثير داشته باشند - ثمرهء بحث ما در افعال ارادى انسان ظاهر مىشود -
عمل ارادى با ارادهء شما تحقّق پيدا مىكند مثلا شما ارادهء جلوس مىكنيد بلافاصله جلوس را محقّق مىكنيد ، ارادهء قيام مىكنيد ، فورا قيام را تحقّق مىبخشيد آرى اراده ، در حصول مراد مؤثّر مىباشد و شما در حصول جلوس مؤثّر هستيد امّا بحث ما اين است كه آيا شما استقلال در تأثير داريد ؟
خير ! مسألهء استقلال در تأثير مطرح نيست زيرا اگر فلان فعل ارادى بخواهد در خارج محقّق شود ، مثلا اگر بخواهيد عمارتى را ايجاد نمائيد بايد مقتضى ، تمام شرائط وجودى و رفع موانع ، تحت اختيار شما باشد اگر يك شرط وجودى - كه از همهء شرائط ، مهمتر است - و آن عبارت از وجود خود شما هست - وجود و هستى فاعل - در اختيار شما نباشد ، مىتوانيد آن بناء را ايجاد كنيد ؟
آيا وجود و هستى فاعل - در ممكن الوجود - در اختيار خود ممكن هست ؟
اخيرا بيان كرديم كه ما و تمام ممكنات در هر لحظه ، نياز به علّت داريم و افاضهء علّت است كه ما را ابقاء مىكند و در نتيجه هر لحظه متّصف به وجود هستيم پس
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 458
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٥٨