شرح
نيست - حدوث بما هو حدوث ، موضوعيّت و مدخليّتى ندارد - و همانطور كه بيان كرديم چيزى كه ملاك نياز به علّت است ، همان امكان وجود است . آرى اگر شما توانستيد امكان وجود را از ممكن الوجود ، سلب كنيد ، آنوقت نياز به علّت هم از او سلب مىشود و اين مطلب ، مستحيل است كه شىء حقيقت خود را از دست بدهد .
خداوند متعال هم در آيهء شريفه چنين فرموده است :« يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ »« 1 ».درحالىكه موجود و مخاطب خداوند هستيد فقراء الى اللّه هم مىباشيد - البتّه با ديد و نظر بالا و عالىتر اصلا وجود ممكن ، عين تعلّق به بارى تعالى است - پس نبايد تصوّر شود كه « ممكن » در حدوثش محتاج به علّت هست امّا در بقاء ، نيازى به علّت ندارد .
آيا تنظير و تشبيه « 2 » مفوّضه ، صحيح است
اوّلا « 3 » : شما بر تنظير مذكور ، دليلى نداريد و عين مدّعاى خود را به صورت تشبيه بيان كرديد ، كدام دليل ، دلالت دارد كه خلقت جهان هستى مانند ساختمان و بنّاء هست و . . . ممكن است ما همچنين مثالى به شما ارائه دهيم كه : ارتباط جهان هستى با خالق متعال مانند شعاع و نور خورشيد ، نسبت به شمس است . آيا امكان دارد كه نور و شعاع شمس بدون خورشيد تحقق پيدا كند ؟ ثانيا : اصلا تشبيه شما باطل و مردود است و بىجهت خالق و جهان هستى را به معمار و ساختمان تشبيه كردهايد و آيا بنّا و معمار ، علّت موجدهء ساختمان هست ؟ واضح است كه او علّت موجده نيست زيرا اگر بنّا ، علّت موجده باشد ، بايد بتواند ،هامش
( 1 ) - سورهء فاطر : 15 .
( 2 ) - مفوّضه تنظيرى نمودهاند كه نسبت جهان هستى با خالق متعال ، مانند ارتباط عمارت با بنّاء هست .
( 3 ) - جواب نقضى .