تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
شرح
اختيار و به علّت كسالت ، دائما در حركت است . سؤال : آيا از نظر وجدان و عقل آن دو حركت ، يك گونه هست يا اينكه دو حركت متفاوت و مختلف هست ؟ جواب : اگر قول به « جبر » را بپذيريم ، لا محاله بايد بگوئيم حركت دست شخص سالم و مختار كه با اراده ، صورت مىگيرد با حركت دست شخص بيمار و مرتعش ، يك نوع ، حركت است « 1 » درحالىكه وجدانا آن دو حركت ، متفاوت و دو گونه هستند و شاهدش هم اين است كه : الف : اگر شما دست خود را بلند كرده و آن را بر چهرهء يتيمى فرود آورده و او را مورد ضرب قرار دهيد در اين صورت مورد اعتراض و توبيخ قرار مىگيريد امّا اگر همان يد مرتعش بر صورت يتيمى نواخته شود ، هيچ‌گونه توبيخى نسبت به آن فرد ، صورت نمىگيرد پس معلوم مىشود آن دو حركت ، دو عمل هست و دو اثر مختلف دارد يك اثرش ارادى و مربوط به شما و اثر ديگرش غير ارادى و مربوط به يد شخص مرتعش مىباشد لذا با مراجعهء به وجدان ، متوجّه مىشويم كه بين آن دو حركت ، تفاوت هست . دو شاهد ديگر بر مدّعاى خود ، اقامه مىكنيم . ب : عقلاء عالم ، اعمّ از متديّن و غير متديّن ، داراى قوانينى هستند كه به وسيلهء آن ضوابط ، كشور خود را اداره مىكنند . قوانين مذكور به چه منظور و بر چه اساسى است ؟ اگر انسان ، فاقد اراده و عمل اختيارى باشد ، جعل و تصويب قانون ، چه فايده‌اى دارد و مخالفت با قانون چه مفهوم و معنائى دارد ؟ ج : از جملهء مسلّمات و مستقلات عقليّه ، حسن عدل و قبح ظلم است اگر احسان ، ظلم و عدالت در اختيار ما نباشد ، ديگر حسن و قبح چه مفهومى دارد و چگونه مىتوان
هامش
( 1 ) - زيرا جبريّه مىگويند خداوند متعال ، ايجاد اراده مىكند ، بدون اينكه بين اراده و مراد ، ارتباطى باشد .