در منطق به اشكال اربعه برخورد نمودهايد ، شكل اوّل بديهى الانتاج است - العالم متغيّر و كلّ متغيّر حادث فالعالم حادث -
آنها گفتهاند علم شما بر حدوث عالم ، اثر صغرا و كبرا نيست و آن دو ، اثر و خاصيّتى ندارند بلكه علم شما به نتيجهء قضيّه ، مربوط به عادت خداوند هست كه عادة اللّه بر اين جارى شده كه شما در دنبال تشكيل قضيّه ، علم به نتيجه پيدا كنيد و اساس و ريشهء علم مذكور ، بناء و عادة اللّه است و الا شكل اوّل ، اثرى ندارد .
جبريّون وقتى وارد بحث از افعال اختيارى شده ، گفتهاند :
شما خيال مىكنيد كه خودتان اراده كرده و در دنبال اراده ، مرادتان تحقّق پيدا مىكند مثلا شما كه ارادهء خروج از منزل مىكنيد و سپس از خانه خارج مىشويد ، خيال مىكنيد كه بين اراده و مرادتان ارتباط ، تأثير و تأثّرى هست و بلكه بالاتر شما خيال مىكنيد كه خودتان اراده را ايجاد كردهايد به عقيدهء آنها تمام اين مطالب ، تخيّلات است و گفتهاند :
خداوند متعال مستقيما ايجاد اراده مىكند و در دنبال اراده - بدون اينكه بين اراده و مراد ، ارتباطى باشد - خودش مراد را ايجاد مىكند و لباس وجود به آن مىپوشاند بنابراين نه ارتباطى بين اراده و مراد هست نه ارتباطى بين انسان و اصل اراده ، تحقّق دارد . پس اين مطلب ، يك قاعدهء كلّى و در تمام موجودات ، اعمّ از انسان ، حيوان ، گياه و جماد مىباشد - و حتّى در تشكيل قضايا و نتايج حاصله از آنها جارى هست -
خلاصه : بين موجودات و آثار و خواصّشان هيچگونه ارتباط و تأثير و تأثّرى نيست و اصلا نبايد كلمه آثار و خواص را به كار برد چون لفظ « آثار » دلالت بر ارتباط ، سنخيّت و تأثير و تأثّر دارد .
تذكّر : قبل از بيان پاسخ به جبريّه ، محصّل كلام مفوّضه را هم بيان مىكنيم تا شايد بهتر بتوان آن دو قول را نقد و بررسى نمود .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 450
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٥٠