شرح
و همچنين نمىتوانيد و صحيح نيست « 1 » تعبير كنيد كه فلان ميوه ، داراى طعم شيرين يا تلخ هست ، شيرينى و تلخى ، ارتباطى به ميوه ندارد . و خلاصه اينكه تمام اسنادهاى مذكور ، مجازى است ، همانطور كه در كتاب مطوّل خواندهايد كه اسناد انبات به گياهان و بهار - در جملهء انبت الرّبيع البقل - به نحو مجاز است نه حقيقت و انبات گياهان ارتباطى به فصل بهار ندارد بلكه در حقيقت ، خداوند متعال است كه آنها را مىروياند ولى مجازا آن را به ربيع ، نسبت مىدهيم .
جبريّون گفتهاند اسناد مجازى مذكور را بين تمام موجودات و « آثار و خواصّشان » جارى و سارى بدانيد و اسناد حقيقى فقط دربارهء پروردگار جهان ، ثابت است و موجودات هيچگونه نقشى در ترتّب آثار و خواص ندارند مثلا حرارت ، ارتباطى به نار ندارد و آب ، تأثيرى در برودت ندارد .
سؤال : چرا به دنبال نار ، حرارت ، تحقّق پيدا مىكند امّا به دنبال آب ، حرارت ، حس نمىشود .
جواب : وجود حرارت به دنبال نار ، دليل بر تأثير و تأثّر نيست فقط امتيازى كه آتش دارد اين است كه عادت خداوند متعال بر اين جارى شده كه مستقيما و بدون مقدّمه به دنبال نار ، حرارت را ايجاد مىكند پس عادة اللّه بر اين جارى شده كه به دنبال « نار » حرارت و به دنبال « ماء » برودت را ايجاد نمايد و شايد - البتّه اين احتمال و اين مطلب در كلام آنها نيست - كه گاهى خداوند متعال در دنبال نار ، حرارت را ايجاد ننمايد كما اينكه در داستان حضرت ابراهيم « عليه السّلام » چنين مسألهاى اتّفاق افتاد و در دنبال آتش نه تنها حرارت ، وجود پيدا نكرد بلكه برودت بوجود آمد - قلنا يا نار كونى بردا و سلاما على ابراهيم « 2 » -
جبريّون ، پا فراتر نهاده و گفتهاند كه :
هامش
( 1 ) - به نحو حقيقت نه مجاز .
( 2 ) - سورهء انبياء 69 .